سر استاد سلامت..

امیدوارم هرچه زودتر این مهمان از تن و جان شما رخت بربندد و جامه عافیت بر تن کنید استاد عزیز...

آیین زادروز استاد محمدرضا شجریان با حضور جمعی از هنرمندان

آیین زادروز استاد محمدرضا شجریان با حضور جمعی از هنرمندان برگزار شد.


منبع : تابناك

اول مهر ماه زادروز اسطوره بی همتای آواز ایرانی



در گوش تـو
به جـای اذان
حــافظ خوانده اند
که این گونه از چشـمانت
غـــزل می بارد . . .

اول مهر ماه، مصادف با هفتاد و سومین سالگرد زادروز اسطوره بی همتای آواز ایرانی، استاد محمد رضا شجریان را به ایشان، شما همراهان عزیز و همه علاقه مندان و شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی تبریک می گویم و آرزو می کنم صدای دلنشین ایشان تا سالهای سال زینت بخش موسیقی ایران زمین باشد



30 شهریور ماه سالروز درگذشت زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان گرامی باد.


30 شهریور ماه سالروز درگذشت زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان

روحت شاد سرو آزاد موسیقی ایران




بنال ای ساز غمگین نغمه سر کن

ز داغ هجر یاران گریه سرکن
بیا سنتور، وقت نالیدن توست
کنون هنگام بی سامانی توست
بخوان گرچه صدایت غرق بغض است
بخوان گرچه فلک پشتت شکسته است
ز راز دل برایم گفتگو کن
ز جور شهرآشوبان ، مویه سر کن
بزن از پرده عشاق رمزی
بگو از داستان مجنون و لیلی
حکایت سر کن از مضراب پرویز
به یاد دود عودش اشکها ریز
کجا شد خالق دستان و بیداد
ز بیداد زمان، فریاد کن فریاد
مگر از قاصدک چیزی شنید او؟
که سر بر آستان جانان نهاد او
بیا ای ساز غمگین گریه سر کن
"همه غمهای عالم را خبر کن"
شعر : محسن دانشمند

مژده به دوستداران استاد محمدرضا شجریان

مژده به دوستداران استاد محمدرضا شجریان:



اگر شرایط مناسبی فراهم شود در ایران کنسرت هم خواهم داد.


به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،محمدرضا شجریان افزود: چند سالی است علی‌رغم انتشار آلبوم موسیقی در ایران فعالیت صحنه‌ای نداشته‌ام و مشتاقم که روی صحنه باشم.

شجریان ادامه داد: آنچه مرا به ساخت ساز وادار کرد و در واقع انگیزه من برای شروع این حرفه شد موسیقی ارکستری کشور ما است. در ارکسترهای ما سازهای سنتی به طور کامل جوابگو نیستند و از طرفی تعدادشان کم است به ویژه اینکه برای صداهای بم، سازی وجود ندارد این در حالی است که در موسیقی غربی برای صدهای بم سازهای کنترباس و ویلنسل وجود دارند.

او همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه با توجه به استفاده از نام شجریان در تبلیغات دولت جدید در مورد باز شدن فضای موسیقی چه نظری دارد گفت: به هر حال نمی‌شود امید نداشت، امیدواریم که موسیقی راه خود را طی کند.

وی افزود: موسیقی نباید نظارت شورایی داشته باشد چرا که این مردم هستند که درباره آثار نظر می‌دهند، انتشار موسیقی باید آزاد باشد و دولت نباید جلوی موسیقی را بگیرد چرا که در این صورت موسیقی زیرزمینی ایجاد می‌شود.

شجریان تصریح کرد: با این حال هم وقت خودشان و هم وقت ما را می‌گیرند و این در حالی است که چنین روندی تا کنون نتیجه نداده است و این حق انتخاب برای مخاطب است.

محمدرضا شجریان بخش دیگری از سخنانش را به لزوم اجرای صحنه‌ای اختصاص داد و گفت: ما کار خودمان را به مخاطب ارائه می‌دهیم و آثار هم ساخته می‌شوند. اما به طبع برای این هنر باید صحنه‌ای وجود داشته باشد که مخاطب و صاحب اثر بتوانند با هم ارتباط داشته باشند.

وی افزود: یکی از مسائل ما کمبود سالن برای اجرای صحنه‌ای و تعداد کم این سالن‌ها دست و پای ما را می‌بندد چرا که مردم پشت درهای سالن‌های کوچک می‌مانند و نیاز به یک سالن حداقل سه هزار نفری داریم.

او همچنین بیان کرد: من در زمینه ساخت ساز این فعالیت‌ها را انجام داده‌ام تا افراد دیگر هم که در این زمینه تخصصی دارند سازهایشان ارائه دهند و قطعا از طرف خانه موسیقی نمایشگاهی برای سازهایی که دارای جایگاه هستند برگزار خواهد شد. البته از طریق این سازها می‌توان یک ارکستر مجلسی و یا ارکستر زهی خوب داشت.

شجریان درباره نظر خود درباره آواز ایرانی گفت: من نگران آواز ایران نیستم آنچه را که باید به شاگردانم منتقل کردم و این دیگر شاگردان هستند که باید راهشان را انتخاب کرده و ادامه دهند.

استاد آواز ایران در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر غمناک بودن موسیقی‌اش اظهار کرد: موسیقی من غمناک نیست بلکه موسیقی تفکر و اندیشیدن است، من دوست دارم موسیقی‌ام مخاطب را به خاطرات گذشته‌اش بازگرداند و باعث به تفکر او شود.

به گزارش ایسنا‌، کارگاه سنتور محمد رضا شجریان از 22 تا 25 شهریور ماه در سالن پاییز خانه هنرمندان برگزار می‌شود و همه روزه از ساعت 10 تا 13 و 14 تا 20 ورود برای عموم آزاد است.

منبع: ايسنا

بزرگداشت ایرج در حضور شجریان + تصاویر


محمدرضا شجریان گفت: ایرج پیشکسوت من بوده و هست. می‌توانید چهچهه‌های مردانه او را، که می‌زند و زده است، را گوش کنید و ببینید که این مرد چه کار‌ها کرده است.


ایلنا: بزرگداشت حسین خواجه امیری ایرج شب گذشته(8 شهریور) در محل فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در این مراسم با حضور محمدرضا شجریان از حسین خواجه امیری (ایرج) تجلیل شد.

این مراسم با تک‌نوازی ویولن توسط پویا جوانمردی، یکی از شاگردان حسین خواجه‌امیری آغاز شد. پس از آن امیراحسان فدایی از دیگر شاگردان استاد همراه با گروه ارکستر به اجرای برنامه پرداخت. سپس اصغر همت، حسین یاریار، جمشید حیدری و ناصر عظیمی از ۶ نفر از پیشکسوتان عرصه مطبوعات در حوزه ورزش و سینما شامل فاروغ فخرالدینی، سید رسول رئیسی، سیدمهدی کاظمی، جمشید حمیدی، پرویز نوری و جواد طوسی تجلیل کردند.

بهروز خلجی(سازنده مستند زندگی هنری ایرج)، ساخت فیلم «پهلوان آواز»، مستندی از زندگی ایرج و خاطرات وی مخصوصا در فیلم‌های قبل از انقلاب را افتخار و شانسی بزرگ برای خود دانست که طی آن توانست ۶۹ هنرمند را در یک فیلم گردهم آورد.

وی که به همراه داریوش بابائیان برای ساخت این فیلم ۸ سال تلاش کرده است، در سخنان خود از شعرایی همچون شهریار و بابک رادمنش که مخصوص ایرج شعر سروده‌اند نام برد و یادشان را گرامی داشت.

اسماعیل آذر نیز درباره صاحب صدای ماندگار ایران‌ زمین گفت: هنرمند شمعی است افروخته / که تا چشم بر هم زنی سوخته. جناب ایرج از متواضع‌ترین شخصیت‌های هنری است که هیچ‌کس از او «منم» نشنیده است و اگر هم در فیلم‌ها آواز خواند به دلیل وجود هنری و داشته‌های اوست.

حسین یاریار(سرمربی تیم فوتبال هنرمندان) نیز از حاضران خواست لحظاتی به افتخار کسانی که پرچم عشق را علم کرده‌اند بایستند و خادمان فرهنگ و هنر مملکت را تشویق کنند. او بر تکریم پیشکسوتان در عرصه‌های مختلف تاکید کرد و گفت: یادمان باشد که خدمت به بزرگتر‌ها عزت می‌آورد و این شعار نیست و اگر خدمت نکنیم باخته‌ایم، خوب است قدر بزرگتر‌ها و پیشکسوتان را بخوبی بدانیم.

سپس ایرج(خواننده سه نسل ایران زمین) گفت: جا دارد از محمد‌رضا شجریان سپاسگزاری کنم که امروز اینجا هستند و حضورشان هم باعث خوشحالی من و هم باعث خوشحالی همه شده است. امروز می‌خواهم سرتان را درد بیاورم و چند بیتی را برایتان شعرخوانی کنم و بعد با چند قطعه شاد در خدمتتان هستم و در ادامه حاضرین مراسم را می‌ه‌مان صدای گرم و گیرای خود کرد.

پس از اجرای باشکوه ایرج که با استقبال حاضرین و همخوانی با وی مواجه شده بود، محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران متواضعانه در کنار ایرج حضور یافت و در سخنانی از تجلیل پیشکسوتان عرصه هنر اظهار خرسندی کرد و گفت: هنگامی که شنیدم قرار است برای ایرج عزیز مراسم بزرگداشت برگزار شود، وظیفه خود دیدم که با افتخار به این برنامه بیایم و در کنار این عزیز بزرگوار باشم. ما همیشه به دنبال ایشان بوده‌ایم؛ آن موقع که من نوجوان بودم ایشان در اوج قدرت آواز خواندن و پهلوان آواز بود. دلیل من برای پهلوانی ایشان همین بس که ایشان امشب مثل چهل سالگی‌اش آواز خواند. صداهایی که ریشه و مایه دارند، تا پس از صد سالگی، به شرط سلامتی و توانایی بدن برای آواز خواندن، فرد را در آواز یاری می‌کنند و تارهای صوتی تا هنگامی که انسان زنده و سالم باشد به شکل روز اولش خواهد بود.

وی اظهار کرد: ایرج عزیز و نازنین واقعا پیشکسوت من بود و هست. هنگامی که من در دبیرستان مشغول بودم ایشان در اوج خوانندگی بودند. صدای ایرج در کار آوازخوانی یک متر و معیار است و هنگام حساب، بالا‌ترین حد را دارد. برای همین هنگامی که می‌خواهند صدایی را مثال بزنند از او استفاده می‌کنند و می‌گویند «مثل صدای ایرج»، این یعنی تبدیل به مترومعیار شده است.

شجریان تاکید کرد: صدای او قدرت، صلابت، صافی و پاکی را شامل می‌شود، شما می‌توانید آن چهچهه‌های مردانه او را، که می‌زند و زده است، را گوش کنید و ببینید که این مرد چه کار‌ها کرده است که به واسطه آن متر و معیار شده است. این یعنی در کار آوازخوانی و صدا رکورد دارد. امیدوارم که صدسالگی او را همین جا جشن بگیریم.

در ادامه برنامه نصرت‌الله وحدت، بازیگر پیشکسوت در جایگاه حضور یافت و به نقل خاطره‌ای در مورد استاد ایرج پرداخت. وی گفت: در برنامه بزرگداشتی که طی سال‌های بعد از انقلاب برای محمدعلی فردین برگزار شده بود او روی صحنه حضور یافت و همراه با گروه موسیقی آهنگی را اجرا کرد و همه ما را به تعجب واداشت و پیش خود فکر کردیم که با اینکه در همه فیلم‌ها صدای ایرج بجای صدای او میکس می‌شده اما خود او صدای خیلی خوبی داشته است و بسیار تشویقش کردیم. پس از پایان اجرا پرده‌ها کنار رفت و دیدیم که این بار هم ایرج در پشت پرده بجای فردین آواز خوانده است.

محمد موسوی، استاد نوازنده نی نیز به ذکر خاطره‌ای در مورد ایرج پرداخت و اظهار کرد: نوروز سال ۱۳۶۱ از استاد بنان خواستم که ما را نصیحتی و برای ما آرزویی کند، در صحبت‌های خود اظهار کرد کاش برای اینکه در دل‌ها نفوذ کنم خدا صدای ایرج را به من می‌داد.

در ادامه لوح سپاس توسط محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، به ایرج اهدا شد. در این بخش فرهنگ شریف، رهبر ارکستر سنفونی در کنار وحدت، موسوی و جهاندار حضور داشت و به همراه ایرج و شجریان دست‌های یکدیگر را به نشانه وحدت، پیروزی و شادی بالا بردند.

فرهنگ شریف قبل از ترک جایگاه در سخنانی به گفته‌های شجریان در مورد استاد ایرج اشاره کرد و نحوه گفتار وی در مورد ایشان را ستود.

وی اظهار کرد: شجریان چقدر زیبا در مورد همکارش صحبت کرد و از او تجلیل کرد. این موضوع بسیار قابل توجه است که شخصی مثل شجریان قدر ایرج را بداند و بگوید ما همیشه به صدای تو گوش می‌کردیم و از آن لذت می‌بردیم. چنین قدر‌شناسی باید سرلوحه هنرمندان باشد و در ارتباط با یکدیگر دوستی را پیشه کنند. من دوست دارم این موضوع برای همه هنرمندان سرمشق باشد.

در این مراسم اگر چه احسان خواجه‌امیری، که به قول پدر روی صحنه، خود را از کیش به برنامه رسانده بود، حضور پیدا کرد اما شرایط برای اجرای او فراهم نشد؛ پایان بخش این برنامه ادامه اجرای گروه موسیقی با صدای امیراحسان فدایی بود.


عکس هایی از این مراسم را در زیر می بینید





















منبع :پارسينه
         ايلنا

کنسرت تابستانی استاد شهرام ناظری

کنسرت تابستانی استاد شهرام ناظری
يكشنبه 27 مرداد 1392

استاد شهرام ناظری در شهریور ماه به روی صحنه خواهند رفت و به همراه گروه مولوی قطعه هایی از آثار قدیمی و نوستالوژیک خود را اجرا می کنند. این کنسرت که در ساعت 21 روزهای سوم و چهارم شهریور ماه و در سالن همایشهای برج میلاد برگزار می شود شامل قطعه هایی از آلبومهای ماندگار و قدیمی ایشان از جمله گل صدبرگ- لولیان و سفر به دیگر سو می باشد. علاقه مندان می توانند برای خرید بلیط های این کنسرت به سایت ایران کنسرت یا موسسه ققنوس مراجعه کنند. شماره تماس موسسه ققنوس 22728007


کنسرت شهرام ناظری در کرمانشاه

چهارشنبه 30 مرداد 1392



شهرام ناظری 14 و 15 شهریور ماه در کرمانشاه به همراه گروه فردوسی برای همشهریانش برنامه شاهنامه خوانی خواهد داشت.

 رییس انجمن موسیقی کرمانشاه ، از انجام مقدمات اجرای این کنسرت در هفته‌های اخیر خبر داد. وی  اظهار داشت: تمام شرایط برای برگزاری این کنسرت فراهم است.  در زمینه هماهنگی‌های برگزاری این کنسرت تا این لحظه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت‌های بی‌دریغی از انجمن داشته که امیدواریم سایر ارگانها نیز برای اجرای بهتر این کنسرت انجمن را یاری دهند.
اجرای کنسرت استاد شهرام ناظری در محل ورزشگاه امام خمینی(ره) کرمانشاه خواهد بود.


کنسرت شهرام ناظری در سنندج
 
شنبه 2 شهريور 1392

استاد شهرام ناظری در روزهای 20 و 21 شهریورماه در سنندج کنسرت برگزار می کند.عواید این کنسرت به نفع بیماران سرطانی در نظر گرفته شده است.





منبع :
وبسایت استاد شهرام ناظری

امیـدی در دل مـردم شکوفه کرده است-گفتگو استاد ناظری با شرق



امیـدی در دل مـردم شکوفه کرده است

جمعه 7 تير 1392

گفتگو با روزنامه شرق
شهرام ناظری موسیقیدانی مردمی است. هنرمندی است که طی سه‌ دهه گذشته بی‌هیچ قیل ‌و قالی در سختی‌ها و ناملایمات جامعه با آثار خود همراه مردم بوده. او چه بر صحنه موسیقی و چه در صحنه اجتماع، همواره یار و همراه مردم بوده است. خواننده‌ای است که معتبرترین مدال‌های افتخار جهانی را برای موسیقی و آواز این مرز و بوم به ارمغان آورده است. در کنار دریافت نشان شوالیه، دارنده نشان آفیسیر (به معنای صاحب‌منصب هنر و ادبیات) و دکترای افتخاری از وزارت فرهنگ فرانسه است. افتخارات ناظری البته فراتر از اینهاست. دریافت نشان «میراث فرهنگی شرق» از طرف آسیاسوسایتی و دبیرکل سازمان ملل متحد «بان‌کی‌مون». ‏دریافت نشان طلایی «سماع مولانا» از آخرین بازمانده مولانا (اسین چلبی در قونیه). دکترای افتخاری آمریکن یونیورسیتی و دریافت تقدیرنامه‌ از دانشگاه‌های هاروارد و یو سی ال ای، سخنرانی و اجرا در دانشگاه‌های کلمبیا، استنفورد و برکلی و دانشگاه توکیو و شرکت در اکثر فستیوال‌های مهم هنری جهان، گوشه‌هایی از افتخارات این هنرمند ایرانی‌ است. این روزها انتخاب رییس‌جمهور جدید، واکنش مثبت شوالیه آواز ایران را در پی داشته. ناظری معتقد است فضای جدید امید تازه‌ای را به رگ‌های اجتماع تزریق کرده که برای بهبود اوضاع فرهنگ و هنر بسیار راهگشاست. در همین زمینه گفت‌وگوی کوتاهی با استاد ناظری ترتیب دادیم که در ادامه می‌خوانید.
با توجه به اینکه رییس‌جمهور جدید حاصل انتخاب مردم است، وضعیت هنر را در دولت آینده چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟
به‌طور کلی با توجه به اینکه جناب آقای حسن روحانی انسان فرهیخته‌ای هستند و با توجه به طرز فکر ایشان و یارانشان از جمله دکتر عارف، مهندس نعمت‌زاده و... همچنین جناب خاتمی که مورد علاقه اهل فرهنگ هستند؛ شک ندارم که در آینده شاهد رشد فرهنگ و هنر در مملکت خواهیم بود. با توجه به تخریب‌هایی که به وجود آمد نمی‌شود انتظار داشت که یک‌باره همه چیز درست شود. این موضوع نیاز به زمان دارد. همین که امیدی در دل مردم شکوفه کرده است، این خود بدون‌شک بسیار در پیشبرد هنر و فرهنگ اثرگذار خواهد بود؛ چون جامعه امیدوار با جامعه ناامید خیلی فرق می‌کند.
تخریب‌های فرهنگی و هنری تا چه حد آسیب‌شناسی و ارزیابی می‌شود؟
به نظر من تخریب فرهنگی بسیار وسیع است. لازم است با برنامه‌ریزی صحیح در امر آموزش سال‌ها با کارشناسان و استادان، واقعی موضوع هنر و فرهنگ مملکت را جدی گرفته و روی آن تحقیق و کاوش شود تا آرام‌آرام به یک نتیجه نسبی برسیم
با همه مشکلات واقعا قابل تقدیر است که هنرمندان از پا ننشسته و با چنگ و دندان از هنر پاسداری کرده‌اند.
شرایط، بسیار بسیار دشوار بوده. فکرش را بکنید که شما برای آنکه از هنرتان محافظت کنید، باید از بسیاری مواهب و نعمت‌های زندگی چشم‌پوشی کنید. خود بنده به‌طور مثال 33 سال از گرفتن حق و حقوقم از صداوسیما محروم ماندم و از بسیاری برنامه‌های آنها در جهت کمک مالی و سایر تقدیرنامه‌ها، هدیه‌ها، جایزه‌ها و دیگر مزایا دور ماندم. کمک‌های دولتی را نپذیرفتم. وام‌های دولتی، پیشنهاد گرفتن زمین، خانه و سایر چیزهای دیگر را قبول نکردم. کلیه آثارم را با همت شخصی تهیه کردم. به هر صورت تا امروز آنچه که انجام شده حاصل ایستادگی همه هنرمندان کشور است که تا حد امکان با چنگ و دندان از هنر و فرهنگ محافظت کرده‌اند. مراکزی هم بوده‌اند که به جای ضربه‌زدن به موسیقی کمک کرده‌اند؛ هرچند موسیقی آسیب‌پذیرتر و هنرمندان آن مورد جفا واقع شده‌اند، اما اگر در جایی یا مرکزی یک قدم برای موسیقی برداشته شده است، ما هنرمندان موسیقی قدردان آنها بوده‌ایم. به‌طور مثال مرکز موسیقی تالار وحدت در جهت صدور مجوز برای انتشار سی دی و کنسرت هنرمندان کوتاهی نکرده و ما ممنونش هستیم یا حوزه هنری که در جهت موسیقی مقامی فعالیت‌هایی داشته، یا انجمن موسیقی در بعضی از موارد آموزشی کارهایی انجام داده، که ما قدردان همگی آنها هستیم. به‌طور کلی در مقایسه با ارگان‌های مملکتی، شهرداری نسبتا عملکرد بهتری به موسیقی داشته است. به‌طور مثال در این سال‌ها که تلویزیون راضی به نشان دادن «ساز» نشد؛ شهرداری با تاسیس «موزه موسیقی»، گام بزرگی در جهت حفظ، نگهداری و شناسایی سازهای ایرانی انجام داده است. دایر کردن فرهنگسراهای مختلف در سطح شهر تهران و برپا کردن جشنواره‌های موسیقی، کمک به خانه هنرمندان و واحدهای دیگر موسیقی و اقداماتی از این دست که شهرداری در راستای موسیقی انجام داده است، از جمله اقدامات خوب شهرداری است و ما هنرمندان موسیقی سپاسگزار آن هستیم. از این به بعد انتظارمان این است که موسیقی را جدی گرفته و به‌طور ریشه‌ای و اصولی با آن برخورد شود. باشد تا این هنر آسمانی و به‌طور کلی مقوله فرهنگ که امروز مهم‌ترین معضل کشور به‌شمار می‌رود، به‌نحوی حرکت کند و به مرحله‌ای برسد که درخور شایستگی ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی باشد.
در انتها پیرامون کنسرت جدیدتان برایمان بگویید که گویا روزهای 14، 15، 16 و 17 تیر در محل سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برپا خواهد شد.
در کنسرت تیرماه بنا به درخواست مردم، شماری از قطعات قدیمی را اجرا خواهم کرد؛ قطعاتی که حالتی نوستالژیک برای مخاطبان دارند. از آن جمله می‌توانم به «الا یا ایها ساقی، ادرکاساوناولها/ که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها»، «ای لولیان یک لولی‌ای دیوانه شد»، «اندک‌اندک جمع مستان می‌رسد» و «چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون» اشاره کنم. برخی قطعات این اجرا هم اشاره‌هایی به برخی آلبوم‌هایم از جمله «یادگار دوست» و «آتش در نیستان» خواهد داشت. در این کنسرت گروه «مولوی» مرا همراهی خواهد کرد

منبع :
روزنامه شرق

تار ایرانی یتیم شد، استاد جلیل شهناز درگذشت..

استاد جلیل شهناز نوازنده پیشکسوت موسیقی و نوازنده تار در سن 92 سالگی دار فانی را وداع گفت.

ای جگرگوشه کیست دمسازت • با جگر حرف می‌زند سازت
تار و پودم در اهتزاز آرَد • سیمِ سازِ ترانه‌پردازت
حیف! نایِ فرشتگانم نیست • تا کنم ساز دل هم‌آوازت
... شور فرهاد و عشوه‌ی شیرین • زنده کردی به شور و شهنازت


غزل از شهریار


به گزارش مهر، جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح امروز دوشنبه 27 خردادماه در بیمارستان آراد درگذشت.


استاد شهناز در سال ۱۳۰۰ در  اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه مقام استادی رسید. پدرش شعبان خان علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنج هم از نوازندگان کمانچه بود.

جلیل شهناز از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

شهناز در جوانی با حسن کسایی آشنا شد که این آشنایی آغاز همکاری بلندمدت آن دو بود. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ در تهران ساکن شد و با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیاری از برنامه‌ها به عنوان تک‌نواز شرکت کرد.

جلیل شهناز با سفر به تهران و اقامت در این شهر کارمند افتخاری شهرداری شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بود.

امکانات ضبط و استودیوهای تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به او داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش دل هر شنونده و بیننده‌ای را تسخیر کند. ضبط برنامه‌های فراوان و نیز کنسرت‌های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسایی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسن خواجه امیری و محمدرضا شجریان همکاری داشته‌است.

وی در دههٔ 60 همراه بافرامرز پایور، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.

وی در سال 83 به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد. در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان گروهی که با آن کار می‌کرد به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت.

جلیل شهناز، علاوه بر نواختن تار که ساز اختصاصی او بود با نواختن ویولون، سنتور و تمبک نیز آشنایی داشت. معروف است که او در شیوه نوازندگی می‌تواند با ساز خود علاوه بر نواختن، آواز هم بخواند.


پی نوشت:

تارنمای دل آوا این ضایعه عظیم را به محضر تمامی دوستداران و علاقه مندان به صدای دلنشین تار استاد شهناز تسلیت می گوید. هر چند که نوای تار شهناز تا همیشه تاریخ در یادها خواهد ماند. روحش شاد و جایش سبز...



جديد ترين اثر تصويري استاد محمدرضا شجريان منتشر شد

جديد ترين اثر تصويري استاد محمدرضا شجريان منتشر شد


جديدترين آلبوم تصويري استاد محمدرضا شجريان از امروز(چهارشنبه 16 اسفند) روانه بازار شد.
به گزارش روابط عمومي شركت فرهنگي و هنري دل آواز، فیلم «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهنازبه سرپرستی مجید درخشانی»  شامل اجراهای تصویری «رندان مست» و «مرغ خوشخوان»  به کارگردانی محمدرضا هنرمند از سوي اين شركت منتشر شده‌است.
محمدرضا شجريان كه براي اجراي تور موسيقيايي «دلبر صنم» در خارج از ايران به سرمي‌برد، طي پيامي از ملت ايران خواست كه از كپي كردن اين اثر جديد خود داري كنند. استاد آواز ايران در ادامه تصريح كرد:«مردم ايران همواره حامي هنر و هنرمندان بود‌ه‌اند و از هموطنان عزيز خواهشمندم كه براي حمايت از هنر موسيقي از دانلود و كپي كردن اين دو آلبوم موسيقي خودداري كنند.»
بخش نخست این اثر تصویری «رندان مست» دردستگاه همايون است و شامل قطعات دیدار(آهنگساز: مجید درخشانی)، زنگ شتر(برگرفته از ردیف میرزا عبدالله)، ساز و آواز(غزل حافظ)، تصنیف چشم یاری(غزل حافظ، آهنگساز: محمدرضا شجریان، تنظیم: مجید درخشانی)، ادامهٔ ساز و آواز(غزل حافظ)، تصنیف باد صبا(شعر: ملک‌الشعرای بهار، آهنگساز: حسام‌السلطنه مراد، تنظیم: مجید درخشانی)، آواز شوشتری(غزل سعدی )، چهارمضراب بیداد(آهنگساز: مجید درخشانی)، ساز و آواز(غزل سعدی)، تصنیف رندان مست(غزل مولانا، آهنگساز: مجید درخشانی) است.
بخش دوم این اثر «مرغ خوشخوان» ساخته محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی در دستگاه شور است كه شامل قطعات پیش در آمد شور(آهنگسازی محمدرضا شجریان/ تنظیم: مجید درخشانی)، ساز و آواز شور(غزل حافظ)، تصنیف پیام نسیم(غزل حافظ، آهنگساز:محمدرضا شجریان، تنظیم:مجید درخشانی)، سازو آواز حجاز(غزل حافظ)، چهار مضراب شور(آهنگساز:محمدرضا شجریان، تنظیم:مجید درخشانی)، تکنوازی سه تار، ساز و آواز مثنوی ابوعطا(غزل مولانا)، ساز و آواز دشتستانی(دوبیتی های بابا طاهر)، تصنیف مرغ خوشخوان(غزل حافظ، آهنگساز:محمدرضا شجریان، تنظیم:مجید درخشانی)، تصنیف مرغ سحر(شعر:ملك شعراي بهار، آهنگساز:مرتضی نی داوود، تنظیم:مجید درخشانی)  است.
محمدرضا ابراهيمي(عود)، حامد افشاري( قيچك باس)، مهدي اميني(بم تار، رباب)، رادمان توكلي(تار)، سينا جهان آبادي(كمانچه)، مجيد درخشاني(تار)، حسين رضايي‌نيا(دف، دايره، مژگان شجريان(سه تار)، رامين صفايي(سنتور)، شاهو عندليبي(ني)، حميد قنبري(تنبك)، كاوه معتمديان(كمانچه)، مهرداد ناصحي(قيچك آلتو) نوازندگاني هستند كه محمدرضا شجريان را در اين دو اثر همراهي مي كنند.
آلبوم تصويري «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز» متعلق به اجراي كنسرت تالار وزارت كشور است و آوا مشكاتيان به عنوان طراح گرافيك و عليرضا سلطاني به عنوان عكاس در اين اثر حضور دارند.


منبع : دل آواز

شهرام ناظری: فردوسی که خطرناک نیست

شهرام ناظری در دومین شب کنسرت "شاهنامه فردوسی؛ داستان ضحاک" گفت: 6 سال مجوز این اجرا را به من ندادند در حالیکه فردوسی خطرناک نیست و تنها می‌خواهد با بی‌عدالتی مبارزه کند.

به گزارش خبرنگار مهر، شهرام ناظری شامگاه گذشته، دهم اسفند ماه پیش از اجرای دومین شب کنسرت خود و روایت داستان ضحاک، به بیان مقدماتی درباره این اجرا پرداخت و ضمن خیر مقدم به حاضران در سالن گفت: برنامه‌ای که در پیش داریم بخشی از شاهنامه فردوسی، یعنی داستان ضحاک است که با یک گروه مقامی آن را اجرا می‌کنیم.

وی در ادامه به بیان توضیحی کوتاه در مورد داستان ضحاک پرداخت و درباره آن گفت: در داستان ضحاک در حقیقت نبردی بین نور و ظلمت صورت می‌گیرد. در این کنسرت از زمانی شروع می‌کنیم که ضحاک با کشتن پدرش بر تخت پادشاهی می‌نشیند و اینکه می‌فهمد شخصی به‌نام فریدون می‌تواند او را بکشد. همچنین در این اجرا از قیام کاوه آهنگر و برافراشتن درفش کاویانی نیز می‌خوانیم.

ناظری با تاکید بر این که کار موسیقایی روی شاهنامه نیازمند یک گروه بزرگ و صرف وقت بسیار است، افزود: بضاعت ما در راستای فعالیت در حوزه شاهنامه همین است. اما امیدوارم نهادهای فرهنگی کشورمان تدبیری بیندیشند تا اجرای شاهنامه آنطور که شایسته این کتاب و سراینده آن فردوسی است، انجام شود.

این خواننده کشورمان درباره کار در حوزه شاهنامه اظهار کرد: تا به امروز هیچ یک از خواننده‌های کشورمان آنطور که باید و شاید روی شاهنامه کار نکرده‌اند اما من از 6 سال پیش این کار را کلید زدم. البته در ابتدا به من مجوز اجرای ضحاک را نمی‌دادند اما چون در کشورهای دیگر به مراتب این کار را اجرا کردم و فیلم‌های آن هم در اینترنت پخش شد، بالاخره مجوز اجرای ضحاک در تهران را برایم صادر کردند.

شهرام ناظری دراین‌باره تصریح کرد: فردوسی هیچ خطری ندارد و تنها می‌خواهد با ظلم و بی‌عدالتی مبارزه کند. در هر صورت ما چون شیاد با موسیقی ردیف – دستگاهی ایرانی نتوانیم به خوبی با فضای شاهنامه روبه‌رو شویم، تصمیم گرفتیم که از موسیقی مقامی برای این کار استفاده کنیم از آن رو که هنوز خوشبختانه جای پای شاهنامه در برخی از قومیت‌ها و شهرستان‌ها وجود دارد.

شهرام ناظری پس از بیان این نکات در مورد فردوسی و اجرای داستان ضحاک به برگزاری این کنسرت در دو بخش پرداخت. بخش اول این کنسرت متشکل از 9 قطعه با موضوع داستان ضحاک در فضایی فولکلور بود. بخش دوم را نیز قطعاتی در نوا و اصفهان تشکیل می‌داد.

شهرام ناظری که به آهنگسازی فرید الهامی و با همراهی یک گروه 9 نفره این کار را به اجرا برده است، بعد از دو اجرای نهم و دهم خود، دو شب دیگر، یعنی یازدهم و دوازدهم ماه جاری نیز داستان ضحاک را از ساعت 20 در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران به روی صحنه می برد.

منبع: مهر

هشتم اسفند ، سالروز درگذشت بزرگ مرد موسیقی ایران ، استاد غلامحسین بنان




هشتم  اسفند ، سالروز درگذشت بزرگ مرد موسیقی ایران ، استاد غلامحسین بنان است

يادش را با نوا ها و نغمه هايش گرامي مي داريم، تصنيف ماندگار خوشه چين از استاد بنان پيشكش شما عزيزان

من که فرزند این سرزمینم در پی توشه ای خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی رمز شادی بخوان از جبینم
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
 ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن
همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن
گه از اینسو به آنسو دویدن
بر پا بود جشن انگور ای افسونگر نغمه پرداز
در کشور سبزه وگل با شور وشعف نغمه کن ساز
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان.


دانلود تصنيف خوشه چين با صداي استاد غلامحسين بنان

آهنگ : روح الله خالقی
شعر : رحیم فکور
خواننده : غلامحسین بنان

روانش شـــاد

ششم اسفند زادروز آزادمرد شعر و هنر ایران زمین، استاد امیر هوشنگ ابتهاج

 

ششم اسفند زادروز آزادمرد شعر و هنر ایران زمین، استاد امیر هوشنگ ابتهاج بر تمامی هنرمندان و هنردوستان گرامي خجسته باد


تو بخوان نغمه ناخوانده ی من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

زندگينامه استاد فرهنگ شریف

استاد فرهنگ شریف، (۱۳۱۰، آمل -)، از نوازندگان سرشناس و برجسته و صاحب سبک‌ تار است.فرهنگ شريف از نوازندگان برتر نيم قرن اخير ايران است. وی تار را نزد استادان عبدالحسین شهنازی و مرتضی نی‌داوود، تارنوازان بزرگ اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی آموخت، اما شیوهٔ نوازندگی وی به اساتیدش شباهتی ندارد و مخصوص خود اوست. وی از تکنوازان و بداهه‌نوازان سرشناس موسیقی ایرانی شناخته می‌شود.

در سن دوازده سالگی نخستین تک نوازی خود را که به صورت زنده از رادیو پخش می‌شد با موفقیت اجرا کرد و به دنبال آن در اغلب برنامه‌های گلها به عنوان تک نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهی می‌کرد

یکی از مهمترین و دلنشین‌ترین سبک‌های نوازندگی تار متعلق به اوست. ایشان با ابداعاتی که در نحوه انگشت گذاری و مضراب زنی در نقاط مختلف سیم‌های تار انجام داده از تار صدائی کاملاً متفاوت به وجود آورده که بسیاری معتقندند زیباترین صدای تولید شده از ساز تار است.

وی با قریحه بی مانندش ملودی‌های بسیار لطیف و زیبا ساخته، استفاده از ظرفیت‌های تار در صدادهی‌های متنوع، سکوت‌های سنجیده، آفرینش جملاتی فارغ از قالب‌های ردیف، جواب‌های کوتاه و مؤثر، اجرای ماهرانه انواع کشش‌ها و مالش‌های طولی و عرضی که ریشه در روش‌های ویولن نوازی ایرانی دارد، تکیه بر خیال آزاد و قدرت ایجاد موقعیت‌های خلسه آور هنگام تکنوازی و آفرینش کوک‌های گوناگون اختصاصی از ویژگی‌های برجسته هنر نوازندگی استاد می‌باشد.

فرهنگ شریف در کارنامه هنری خود با خوانندگانی چون گلپا، ایرج، تاج اصفهانی، دلکش، غلامحسین بنان، محمدرضا شجریان، محمودی خوانساری، روح انگیز همنوازی داشته‌است و در چند فستیوال بین‌المللی از جمله فستیوال موسیقی برلین توانسته‌است ساز تار را به خوبی به جهانیان بشناساند. فرهنگ شریف چند سالی را در دانشگاه‌های مطرح آمریکا به امر آموزش موسیقی مشغول بود. استاد فرهنگ شریف همچنین دارای نشان درجه یک هنری معادل دکترا است که در دوره ریاست جمهوری خاتمی به ایشان اهدا شده‌است.فرهنگ شریف در بیست و یكمین جشنواره موسیقی فجر، دو اجرا به اتفاق سعید رودباری (نوازنده تنبك) داشت، كه بسیار تاثیرگذار بود


10 بهمن زادروز حنجره طلایی موسیقی ایران جناب استاد اکبر گلپایگانی خجسته باد

10 بهمن زادروز حنجره طلایی موسیقی ایران جناب استاد اکبر گلپایگانی خجسته باد


زندگي نامه استاد گلپا

سال 1312در تهران ديده به جهان گشود . تحت توجهات پدرش با اصول اول موسيقي تا حدودي آشنا شد ، تا اين که گذرش به منزل (حسن يکرنگي) که مردي پاک طينت و داراي صدايي خوش بود مي افتد او که به خوبي به گوشه ها و رديفهاي موسيقي ايراني وارد بود گلپاي جوان را مورد تشويق قرار مي دهد . مدت زيادي از آمد و شد نمي گذارد که او يک شب با استاد ((نور علي برومند)) در آن منزل آشنا مي شود ... استاد (( نور علي برومند)) از صداي او خيلي خو شش مي آيد و تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار ميدهد. تا اين که ((داوود پير نيا)) مبتکر برنامه گلهاي جاويدان براي شرکت در برنامه گلها از وي دعوت مي کند ... اكبرجوان و با استعداد به زودى خواننده اصلى اركستر گل ها و گل هاى جاويدان شد .... و شد گلپا . گلپا آواز را هم طورى خواند كه ورد زبان ها شد و بعد از اين دوره موفق به ترانه خوانى روى آورد و از آنجا كه از ريشه محكمى برخوردار بود بسيارى از آثارش خيلى سريع مشهور شد .


گلپا از محضر استاداني نظير : ((حاج آقا محمد ايراني)) ، ((اديب خوانساري)) و صفحات ((طاهر زاده)) بهره مي گيرد ولي به هيچ وجه کوششي به عمل نمي آورد که از آنها تقليد نمايد.

گلپا در سال 1956 ميلادي ( 1334-35 ش ) به همراه ((علي اصغر بهاري استاد کمانچه)) و (( نورعلي برومند رديف دان و استاد تار )) در سازمان بين المللي ((يونسکو)) دو تصنيف يکي در دسگاه سه گاه و ديگري در مايه اصفهان با اشعار سعدي و حافظ اجرا نمود و بدين ترتيب مي توان گفت گلپايگاني و برومند و بهاري از پيشروان معرفي آواز و موسيقي ايراني در سطح جهان هستند .

سال 1961 ميلادي بنا به دعوت دانشکده "ميوزيک بيلدينگ" يو.اس.ال.ا کاليفرنيا با استاد ((فرهنگ شريف)) و توني که از استاد تار مي باشد 18 جلسه تدريس کرد و اولين ايراني است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دريافت دکتراي افتخاري در رشته آواز از دانشگاه کلمبياي آمريکا شده است.

چند سال پيش در منزل ((عبدالرزاق وحدت)) مراسمي براي بزرگداشت از استاد گلپايگاني برگزار شد . در اين بزرگداشت خودماني اساتيدي مثل ((فرهاد فخرالديني)) و ((استاد جليل شهناز)) و ((مرحوم استاد علي تجويدي)) و ((استاد اسدالله ملک)) و ((استاد محمد رضا شجريان)) و همچنين همايون خرم و ميلاد کيايي و بيژن ترقي و فريدون حافظي و ..... حضور داشتند . اين بزرگداشت به همت هنرمندان و به پاس قدرداني چند دهه فعاليت ارزشمند استاد گلپا در عرصه آواز ايران ترتيب داده شده بود .

مراسم تشییع استاد همایون خرّم

صبح روز یکشنبه مراسم تشییع استاد همایون خرّم با حضور خانواده ایشان، هنرمندان و جمع کثیری از علاقمندانش در محوطه تالار وحدت برگزار گردید.

(براي بزرگنمايي بر نگاره ها كليك كنيد)

منبع : تابناك

ديگر نگاره ها در دنباله..

ادامه نوشته

پیام تسلیت استاد شجریان در فقدان استاد خرم


پیام تسلیت استاد شجریان در فقدان استاد خرم

استاد «همایون خرم»، نوازنده و آهنگساز بزرگ، آن نیک‌سرشتِ نیک‌خوی، همچون نوای ساز و آهنگ‌های زیبایش به جاودانگی پیوست. حیف و صد حیف که هرگاهی یکی از فروزه‌ها و تابش‌های فروغ مهر و هنر این سرزمینِ نفرین‌شده به خاموشی می‌گراید. سوگ آن عزیز در دل بی‌قرار، بسی سنگین است و دردش بی‌درمان. در این بی‌درمانی با خانواده و دوستدارانش همدردم.

محمدرضا شجریان


منبع: دل آواز

پیام تسلیت نصرالله ناصح پور، سینا سرلک، سالار عقیلی، حسین علیشاپور و مژگان شجریان برای درگذشت استاد

پیام تسلیت نصرالله ناصح پور، سینا سرلک، سالار عقیلی، حسین علیشاپور و مژگان شجریان برای درگذشت استاد خرم

نصرالله ناصح پور:

«زندگی‌ صحنه یکتای هنرمندی ماست،

هر کسی‌ نغمه خود خواند و از صحنه رود،

صحنه پیوسته بجاست،

خرم آن‌ نغمه که مردم بسپارند بیاد.

این بار خود ساقی‌ شکست!

درگذشت استاد همایون خرم را به جامعه هنری و علمی‌ ایران و خانواده محترمشان تسلیت عرض می‌کنم.
یاد و خاطره اش گرامی‌ باد!»

 
سینا سرلک:

«سلام بر هموطنان گرامى و هنردوست ایران زمین
خبر درگذشت استاد همایون خرّم مرا اندوهگین نمود و لازم دانستم درگذشت این استاد گرانقدر را به تمامىِ هموطنانم تسلیت عرض نمایم.»


سالار عقیلی:

«درگذشت استادی بزرگوار و مهربان، استادی که موسیقی ایران به مانند او دیگر نخواهد داشت و نواهای های او نواهایی بود که به یادگار در تاریخ موسیقی ایران زمین خواهد ماند، درگذشت استان بی مانند موسیقی ایران را خدمت تمامی دوستداران به موسیقی ناب ایران و خانواده بزرگوار استاد همایون خرم تسلیت عرض میکنم.»


حسین علیشاپور:

«طومار داغ و درد عزیزان رفته است؛ این مهلتی که عمر عزیز است نام او ؛ درگذشت استاد بزرگ همایون خرم بر جامعه ی هنر تسلیت باد.»


مژگان شجریان:

«گوهری دیگر ز رشته‌ی گوهرین هنر ایران به دل خاک سپرده میشود، افسوس افسوس، در گذشت استاد همایون خرم را به هنرمندان و هنردوستان این دیار تسلیت میگویم.»

 
شهرام شکوهی (خواننده موسیقی پاپ):

«متاسفانه خبردار شدم که استاد بی بدیل موسیقی ایران، خالق آثار بسیار زیبا و ماندگار همچون رسوای زمانه و غوغای ستارگان، استاد مهندس همایون خرم دارفانی را وداع گفتند.
غم بزرگی است و فقدانی عظیم برای موسیقی در حال احتضار این مرز و بوم ولی آنچه میماند حسرت است و افسوس.

رسوای زمانه منم…

خداوند قرین رحتمش بگرداند.»


______________________________________________
پي نوشت : تارنگار دل آوا درگذشت استاد همایون خرم را به جامعه موسيقي ايران تسليت مي‌گويد.
جايش سبز، روحش شاد و يادش گرامي

اشک من هویدا شد...ديده چون دريا شد...

دود از پیراهنم بیرونم می اید، دود!

آنچنان سوخته
ژرفای وجودم
ز اندوه
که فرو مانده ام از گفت و شنود!

استاد همایون خرم درگذشت...

زندگينامه:

(زادهٔ ۱۳۰۹ در بوشهر )(درگذشت ۱۳۹۱ در تهران )، نوازندهٔ نامدار ویولن، موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز سرشناس موسیقی ایرانی است.


از آنجا که مادرش از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بود و از بین مقام‌های موسیقی ایرانی، به دستگاه همایون علاقه‌ای وافر داشت، نام «همایون» را برای فرزند خود انتخاب کرد
وی در سن ۱۰-۱۱ سالگی به مکتب استاد صبا راه یافت و چند سال بعد به عنوان نوازندهٔ ۱۴ ساله، در رادیو به تنهایی به اجرا پرداخت. بعدها در بسیاری از برنامه‌های موسیقی رادیو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگ‌ساز، سولیست ویولن و رهبر ارکستر آثاری ارزشمند ارائه داد.

وی همچنین تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق ادامه داد. در جلد سوم کتاب «موسیقی‌دان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده آمده است: «پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، فعالیت‌های اجرایی همایون خرم دچار وقفه‌ای چندین ساله شد. اوقات او از آن پس، بیشتر صرف تدریس خصوصی ویلن و فعالیت‌های پژوهشی درباره موسیقی ایرانی شد.»

استاد همایون خرم دارای درجه ۱ هنری (معادل مدرک دکترا) از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور نیز می‌باشد.
استاد همایون خرم در ۲۸ دی ۱۳۹۱ در بیمارستان دی بر اثر بیماری سرطان روده درگذشت.

آثار

مشهورترین آثار استاد همایون خرم عبارت‌اند از:
تو ای پری کجایی (سرگشته) با صدای حسین قوامی
امشب در سر شوری دارم (غوغای ستارگان) (اوج آسمان) - خواننده: پروین
ساغرم شکست ای ساقی (طاقتم ده) - خواننده: مرضیه
رسوای زمانه منم - خواننده: الهه
افسانه شیرین - خواننده: هایده
آیا همه شما بی‌گناهید (از من بگذرید)
اشک من هویدا شد
پیک سحری
یارم گره بر مو زده
بعد از تو هم در بستر غم می‌توان خفت
ساقی ببین
دل پریشانم زغم گرفته
آوای خسته دلان
و در سال های اخیر: آهنگسازی آلبوم «تنها ماندم» با صدای «محمد اصفهانی» باقطعات اوج آسمان، روزی تو خواهی آمد، فریاد، تنها ماندم، مهر و ماه، پریشان و تو ای پری کجایی (۱۳۷۹)

ترانه «بوی باران» با صدای محمد اصفهانی

آهنگسازی آلبوم «رسوای زمانه» (۱۳۸۸) با صدای «علی رضا قربانی»

وی همچنین با هنرمندانی چون استادان جواد معروفی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، مجید نجاحی، منصور صارمی، جهانگیر ملک و امیر ناصر افتتاح همنوازی کرده‌است.

کتاب‌ها

1- غوغای ستارگان (خاطرات هنری مهندس همایون خرم) انتشارات بدرقه جاویدان ۱۳۸۹

این کتاب به همت و سخت کوشی "علی وکیلی" که از شاگردان قدیمی استاد هستند، ابتدا به صورت شفاهی روی نوار تهیه و سپس از زبان ایشان نوشته و ویرایش شده است.

2- ردیف اول چپ کوک (نوای مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضراب‌ها، قطعات و تعدادی از آهنگ‌ها

این ردیف به کوشش تحسین برانگیز "بابک شهرکی" که در حقیقت بهترین شاگرد استاد هستند نوشته شده است.

3- ردیف دوم راست کوک؛ شامل تعدادی از پیش درآمدها، چهارمضراب‌ها و رِنگ‌ها که هم‌اکنون در حال آماده‌سازی و چاپ است.

سوم مهر ماه، زاد روز یگانه عرصه نی نوازی، حسن کسائی گرامی باد

 بلبلی زار زار می نالید . . . در فراق بهار فصل خزان

گفتمش غم مخور که باز آید . . . گل نوروز و لاله و ریحان
گفت ترسم بقا وفا نکند . . . ور نه هر سال گل دهد بستان

سوم مهر ماه، زاد روز یگانه عرصه نی نوازی، حسن کسائی گرامی باد
یادش تا ابد جاویدان

زادروز یگانه ی آواز ایران فرخنده باد

دٌردانه دهر به بحر آوازی تو

سرمنشاء عشق و شور پروازی تو

در روز نخست از چنین فصل خزان
آواز خوش عشق بخوان، جان جهان

يكم ماه مهـــر، برابر با هفتاد و دومین سالگشت زادروز یگانه ی آواز ایران ودردانه ي موسیقی ايراني، استاد محمد رضا شجریان، فرخنده باد.

دل آوا، اين روز مبارك ،كه توسط دوستدارانشان، روز "آواي عشق" نامگذاري شده است را به ايشان و تمام و عاشقان موسیقی غنی ایرانی شادباش گفته و آرزوي بهروزي و تندرستي برايشان داريم.
 نفسش گرم و دلش شاد و طنین صدایش تا همیشه در گنبد دهر ماندگار باد.

3 سال گذشـــــــــــت....

رفتی از این دیار و ندادی خبر مرا
نشنیدی از کسی که چه آمد به سر مرا
گفتم که سر به دامن آسودگی نهم
آسوده کی گذاشت دل دربدر مرا
رفتم برون ز خلوت ا و همچو آه سرد
آن درد که همچو اشک فکند از نظر مرا

با یک شرر به دامن صد لاله میزنم
این داغ آتشین که بود بر جگر مرا


استاد بزرگ و جاودانه ،ای مهربان ،ای صمیمی ،ای دوست ...
کاش میدانستی که چقدر.......
عاشقانت همه دلتنگ تو اند ...

سه سال از پرواز سرو موسیقی ایران زمین گذشت
یادش را با نغمه ها و صدای ماندگار سازش گرامی میداریم..

جايش ســبز، روحش شــاد.

پیام استاد محمدرضا شجریان برای زلزله‌زدگان آذربایجان


پیام استاد محمدرضا شجریان
برای زلزله‌زدگان آذربایجان

http://www.melodymag.com/wordpress/wp-content/gallery/250x250-2012/ostad-shajarian.jpg
آذرآبادگان، آن قلب همیشه تپنده‌ی ایران در سرشت گیتی گرفتار شد و فاجعه‌ای انسانی به بار آمد.

آن عزبزان دیگر به ما برنمی‌گردند اما باید به سراغ داغدیدگان بلازده برویم، با آنان همدردی کرده و زندگی آینده‌شان را دوباره سازی کنیم.

از این دوردست کاری شایان و درخور شأن آن مردم پیشتاز بر جانفشانی‌های میهنی، در حال حاضر از من برنیامد جز غم و ماتمی که بر دیگر ماتم‌هایم افزود.

دست خالی ِ آن مردمانی را می‌بوسم که با همت خودیاری به سراغ هموطنان می‌روند و آنان را تنها نمی‌گذارند.

بلا دور، تنتان سالم و دلتان همیشه بی‌غم باد

محمدرضا شجریان

گفت و گو با استاد محمدرضا شجریان - دانلود ربنا-ربنا متعلق به همه مردم است


تابستان سال 1358 محمدرضا شجریان در استودیو ربنا را بدون تکرار در ضبط خواند تا مشقی برای هنرمندان شود. اما این اثر بدون اجازه استاد آواز ایران به پخش رسید. اثری که در 32 سال اخیر به راحتی جای خود در دل های مردم پیدا کرد و  امروز به عنوان اثری ماندگار شناخته می شود.


*32 سال از ساخت ربنا می گذرد، بعد از گذشت  این مدت، هنوز این آواز شنیدنی و خاطره برانگیز است، ایده اول ساخت این کار چگونه شکل گرفت؟
سال 58 تغییرات و تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود. در آن سالها مدیران راديو تصمیم داشتند تولید موسیقی در رادیو را تعطیل کنند و تولید شده های بیرون را بخرند. جلساتی با مدیران رادیو گذاشتیم و در این جلسات خیلی تلاش کردیم مدیران را راضی کنیم که نیروهای خوب را نگه دارند و عده دیگر را بازنشسته کنند. در این جریان‌ها بود که رئیس وقت رادیو آقای وجیه‌اللهی که فردی تحصیلکرده و روشنفکر بود از من موکدا و مرتبا می خواست با توجه به تغییرات و تحولات سیاسی و مذهبی ایران برای پخش آثار جديد قبل از افطار طرحی انجام بدهم. آنها نمی‌خواستند آثار دوره قبلی را پخش کنند. به ایشان گفتم سالهاست من از آن فضا دور شدم و راه من با موسیقی و ارکستر تعریف شده است و این کار الان من نیست. اما ایشان گفت که فقط شما می‌توانيد و ما تنها شما را داریم و از من خواست برای دم افطار، مناجات‌ها و اذان کاری انجام بدهم. من خودم را از وزارت کشاورزی آن دوران به رادیو منتقل کرده بودم و کارمند رادیو محسوب می‌شدم. پذیرفتم اینکار را انجام بدهم. کلاسی برای افرادی که قرار بود دعای سحر و مناجات بخوانند گذاشتم که با این افراد نحوه درست خواندن را کار کنم. تابستان سال 58 بود که آموزش این عده را شروع و پس از مدتی هم ضبط این آثار را آغاز کردم. قرار شد براي دم افطار هم برنامه ضبط كنيم و از من خواستند که برای برنامه های دم افطار هم فکری بکنم. برنامه‌های دم افطار دوران قبل از انقلاب را  مرحوم ذبیحی بسیار عالی خوانده بود و من تمام کارهای او را از  نوجوانی شنیده بودم و مناجات حضرت امیر را با صدای او از حفظ بودم. با این حال پذیرفتم که این کار را بکنم.
*کار دشواری را پذیرفتید، چرا که تغییر ذائقه مخاطب بسیار دشوار است.
باید بدانیم عادت را از مردم نمی‌توان گرفت. مردم به ربنا و دعاي سحر مرحوم  ذبیحی و اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی عادت کرده بودند. نمی شد به این راحتی این عادت را در مردم  تغییر داد. پس باید براساس  آن حال و هوا حرکت می کردم، اما در عین حال مي‌خواستم اثر ویژگی های خاصي نيز  برای خودش داشته باشد تا بتوان این را نیز به مردم بقبولانیم و کار جدید را جایگزین کرد. ظهر آن روز همان آیاتی را که مرحوم ذبیحی خوانده بود پیدا کردم و دو آیه دیگر نیز از سوره آل عمران و بقره پیدا کردم و یک مطالعه ذهنی کردم که چگونه آن را بخوانم تا علاوه بر نزدیک بودن به کار مرحوم ذبیحی کار جدیدی باشد. به این فکر کردم بايد آوازي باشد که علاوه بر اینکه تقلید نباشد، از اصل اثر هم خيلي دور نباشد.  مجددا به مسئولان گفتم که سالهاست مخاطب من را به عنوان خواننده آواز می‌شناسد، اگر بخواهم ربنا بخوانم، اذان بگویم ممکن است مخاطب من را نپذيرد و این کار زیبا نیست. چون مردم فکر  می کنند حالا که جمهوری اسلامی سركار آمده، شجريان که تا دیروز آواز می خواند، امروز دعا می‌خواند و اذان می‌گوید و ممکن است نپذیرند و از سوی دیگر افراد دیگری که به صدای من عادت کردند هم ممکن است بپرسند که چرا شجریان آواز را رها کرده است و دعا  می‌خواند. برای من این کار بسیار سخت بود. به همین دلیل به آنها گفتم که من به شما کمک می کنم و به دیگران آموزش می دهم تا  آنها بتوانند ربنا و دعا بخوانند اما خودم این کار را نمی کنم. قبول کردند. رفتم استودیو و «ربنا»  و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر ضبط شده را  به 4 نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم که تمرین کنند تا برای ضبط آماده بشوند. آقای قاسم رفعتی «مثنوی افشاری» را زیبا خواندند. اما با اینکه روانشاد صالحی قرآن خوان حرفه‌ای بودند و صدای خوبی هم داشتند، هرچه تلاش کردند نتوانستند آن طوري كه مد نظر من بود، ربنا را بخوانند. بالاخره با کمک و راهنمایی‌های من بعد از 20 روز تمرین برای ضبط آماده شدیم و  به استودیو رفتيم. در استودیو هم سه نفری که بنا بود ربنا را بخوانند بارها خواندند و نشد تا اینکه  من بخشي از ربنا را   می خواندم، این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به ويرايش و تصحيح این آثار کردم . از 4 بعد از ظهر تا 3  صبح کارها را تک و تنها در رادیو تصحیح می کردم تا اثر مناسبی برای پخش در ماه رمضان آماده شود. کارها را 2 روز مانده به ماه رمضان آماده کردم و به رئیس رادیو ارائه كردم. اما از همان موقع و حتی قبل‌تر آن  فریدون شهبازیان که کار من را شنیده بودند، اصرار می‌کردند که با صدای خودم پخش شود. و من هم مصرانه می‌گفتم که صدای من نباید اینگونه پخش بشود، هیچ اجازه ای به آنها برای پخش ندادم. از همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیهي الهی اعلام کردم که دیگر به رادیو نمی‌آيم. اما روز اول ماه رمضان دیدم ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد.
*یعنی بدون اجازه شما؟
بله. زنگ زدم به آقای وجیهی الهی. دیدم ایشان خیلی خوشحال هستند و می خندند. گفت که این تیر از کمان رها شده  و من این را کپی کردم و به همه رادیوها و  شهرستان‌ها دادم  و همه اینکار را پخش کردند. اعتراض کردم اما او خندید و گفت که ما برنامه به این خوبی را از دست نمی دهیم و اینکار را باید همه مردم بشوند. آن موقع به هیچ کس هم  گفته نشد که این اثر را چه کسی خوانده است. به آنها گفتم که هیچ حق ندارید که بگوئید این اثر را من خوانده ام. آن زمان مردم فکر می کردند که این اثر را یکی از قاریان حرفه ای خوانده و من طوری این اثر را خوانده بود که صدای من مشخص نبود. اما هربار که این اثرها پخش می شد من عصبی می شدم، چرا که من این کارها را برای پخش نخوانده بودم و به عنوان درس و آموزش ضبط کرده بودم تا بقیه تمرین کنند. بعد از این هم دیگر رادیو تلویزیون نرفتم و بعدها کلاس های آموزشی ام را در رادیو و تلویزیون تعطیل کردم و تا سال 61 که هیج جا ظاهر نمی شدم، فقط در خانه بودم و به پرورش گل و گیاه می پرداختم.
*به خاطر دلزدگی از پخش این کارها بود که خانه نشین شدید؟
خیر، فضای موسیقی آن دوران، فضایی نبود که ما به آن دل خوش کنیم. ارتباطم را با کانون چاووش  هم قطع کرده بودم چرا که در آنجا بعضی ها دیدگاه های سیاسی شان را اعمال می کردند که مورد تائید من نبود. پس از سالها اولین کنسرتمان «آستان جانان» را با پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر در سفارت ایتالیا برگزار کردیم که اولین کار من بعد از انقلاب بود.
*و در این مدت ربنا هم همچنان پخش می شد؟
بله همچنان ربنا با صدای من پخش می شد.
*کی اعلام کردید که خواننده این اثر شما هستید؟
زمانی که دیدم مردم این کار را خیلی دوست دارند و هی می پرسند که این اثر را چه کسی خوانده است. وقتی به اطرافیان و به شکل خصوصی می گفتم که این اثر را من خوانده ام و بدون اجازه من پخش شده، همه تعجب می کردند که چطور من این کار را خوانده ام. اما زمانی که دیدم مردم متوجه می شوند که من اینکار را به این دلیل  نخواندم که با شرایط روز خودم را هماهنگ کنم، اعلام کردم که این اثر را من خوانده ام.
*بازتاب ها چطور بود؟
مردم هرگز از من ایراد نگرفتند که چرا این اثر را خواندی، همه می‌گفتند که چه کار زیبا و دلنشینی است. یکی از دوستان تعریف می کرد که یکی از قاری های بزرگ مصر به اسم غَلوَش در ایران بوده که ربنا را می شنوند. از این کار یک کپی می خواهد تا ببیند می تواند این را بخواند یا نه؟ بعد از دوسال دوستم او را مجددا می بیند و این قاری به او می گوید «کار من نیست.» چرا كه خواندن اوجی که در خواندن ربنا هست کار هر خواننده ای نیست.
*در آلبوم «به یاد پدر» ربنا هم هست، آیا این اثر را باز خوانی کردید یا همان ربنا اولیه را حفظ کردید؟
نه همان ربنا را گذاشتم. من هرگز این اثر را بازخوانی نمی کنم. چرا که مردم با آن کار ارتباط گرفته اند و نت به نت زمان بندی آن را می شناسند.
*لحن ربنا را چگونه انتخاب کردید؟
لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آواز خواندن است. چون کلمات عربی خوانده می شود باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود، با اینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی خواستم که صرفا لحن ربنا قرائت قرآن باشد. من این لحن را به خوبی بلدم ومی خواستم که ربنا ایرانی پسند باشد. به عنوان مثال اذان موذن زاده اردبیلی بیات ترک است و به همین دلیل  مردم این اذان را دوست دارند. من هم مرکب خوانی و سه گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می کنیم هم در آواز. تا  هم کسی كه به عربی و قرآن آشنا است لذت ببرد و هم کسی که از آواز ايراني شناخت دارد.
*سالها ربنا پخش می شد بدون اینکه نامی از شما برده شود و طبیعتا در این مدت با شنیدن ربنا احساس کرده‌اید که می شد این قسمت را بهتر خواند، می خواهم بدانم که  چه زمانی دلتان با پخش این اثر صاف شد؟
5 یا 6 سال که از پخش ربنا گذشت، به این حس رسیدم که ای کاش آن زمان ضبط بعضی از قسمت ها را تکرار می کردم تا کیفیت کار بهتر می شود. به این فکر رسیدم حالا که مردم با ربنا ارتباط برقرار کرده اند، مجدد ربنا را ضبط کنم و اشکالات ریز آن را برطرف کنم. اما فکر کردم که در این 5 سال مردم به این ربنا عادت کرده اند و نت به نت آن را حفظ هستند. اگر بخواهم آن را مجدد بخوانم، هرچند بهتر و پخته‌تر خواهم خواند، اما مردم آن ربنا را پذیرفته و دوستش دارند و من هر کاری بکنم نمی توانم ربنای جدید را جایگزین ربنای قدیم بکنم. بنابراین فکر کردم بهتر است من به عادت مردم احترام بگذارم، و به دنبال این نروم که ربنا  را دوباره بخوانم، من که از اول دوست نداشتم صدای من اینطوری پخش بشود. اما زمانی که دیدم  مردم با آن ارتباط گرفته اند و حال و هوایی با ربنا دارند فکر کردم، بهتر است ربنا به همان شکل اول خود باقی بماند. اما سوال من اینست که کسانی که در رادیو و تلویزیون تصمیم گیرنده هستند و اغلب هم تصمیمات بسیار ناآگاهانه و ناشیانه می‌گیرند چرا به این نکته توجه ندارند که  نمی‌توانند عادت مردم را از آنها بگیرند. من به احترام سیلقه مردم به خودم اجازه ندادم که بیایم ربنای بهتری بعد از 6 سال بخوانم اما این افراد چطور می توانند ربنای دیگری به جای آن بگذارند. بهتر است آنها  کار دیگری تولید کنند تا بتوانند جایگزین ربنای فعلی بشود. می دانم که در رادیو و تلویزیون بسیار هزینه کردند تا ربنای شجریان را کس دیگری بخواند. اما باید بگویم که ربنایی که من خواندم و مردم آن را قبول کرده اند به این راحتی جایگزین نمی شود، مگر یک نفر دیگر بیاید چیزی دیگری بخواند.
*عادت مردم را به این سرعت نمی توان تغییر داد، خصوصا اینکه نزدیک به 30 سال است که ربناي شما با ماه رمضان عجین شده است.
مردم 30 سال است با این ربنا پای سفره  افطار می نشیندند و با آن خاطره دارند. من هرگز به خودم اجازه ندادم که این ربنا را از مردم بگیرم و آن را از آنها دریغ کنم. سال 74 در نامه ای به آقای لاریجانی، رئیس وقت تلویزیون نوشتم که تنها موردی که اجازه می دهم صدای من از تلویزیون پخش شود، ربنا است که من آن را به مردم هدیه داده ام. من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را 32 سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند.
* قبل از انقلاب، مرحوم ذبیحی ربنا و دعای مناجات قبل از افطار را خوانده بود و طبیعتا هم مردم به آن صدا عادت کرده بودند، اما امروز مخاطبان ربنای مرحوم ذبیحی نيز به ربنای شما عادت کرده اند. چه کردید که بتوانید این روند را تغییر بدهید.
هنرمند باید کارش را خوب بلد باشد. من از کودکی خواندن قرآن را آموخته بودم و با  آن زندگی کرده بودم و تمام وجودم خوانندگی در آن زمینه بود. از 18 سالگی به بعد که از خانه پدر بیرون آمدم، راه موسیقی پیش گرفتم در حالی‌که پیش از آن خواندن قرآن مثل زبان مادری‌ام بود. از سوی دیگر کارهای مرحوم ذبیحی را شنیده بودم و کارهای قاری‌های بزرگ عرب را شنیده و تمرین کرده بودم و این کار را خوب بلد بودم. در کار ما همه چیز در تکنیک خلاصه نمي‌شود. اگر کارتان را خوب بلد باشید و از روی صداقت کار کنید روی مردم تاثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت. احتمالا این موارد روی مردم تاثیر گذاشته است و باعث شده که ربنا جاودانه بشود. زمانی که ربنا را خواندم برایم حالت مناجات داشت.
*یعنی ارتباط درونی برایتان شکل گرفته بود؟
ارتباطی از ته دل بود. مثل فردی که دم افطار با خدای خودش نجوایی دارد. زمانی که آدم می خواهد با خدای خودش حرف بزند با خلوص کامل حرف می زند. زمانی که این حال و هوا درست در درون انسان باشد، حتی اگر صحبت هم بکند، قطعا تاثیر خودش را می گذارد. سوای آن من تکنیک‌هایی بلد بودم و تجربیاتی داشتم که قطعا در کار تاثیر می گذاشت. صرف نظر از ربنا، من در دیگر برنامه های موسیقی نيز مردم و هوش آنها را باور دارم و می‌دانم که مردم هوشمند هستند.  زمانی که به این موارد اعتقاد دارید دیگر نمی‌شود به مردم دروغ گفت و به همین دلیل مردم شما را باور می‌کنند. من کار سیاسی نمی‌کنم اما به عنوان هنرمندی که در جامعه زندگی می‌کند حق دارم که شرایطی را که در جامعه پیش می‌آيد قضاوت کنم. قاضی که نباید قوم و خویش یکی از طرفین باشد؛ قاضی در هر صورت قضاوتش را می‌کند. من به عنوان یک داور درباره اينكه مردم چه می خواستند و چگونه جواب شنیدند اظهار نظر كردم. حالا اگر  مسئولان عصبانی هستند، باشند. حقیقت را كه نمی‌شود کتمان کرد. وقتی راه درست را می‌رویم تحت هیچ شرایطی نمی توانيم آن راه را عوض كينم. این اعتمادی که مردم به من و صدای من دارند، باعث شده که جایگزین کردن ربنا دشوار و حتی غیرممکن شود. من ربنا را به مردم هدیه کردم و مال مردم هم هست، اگر ربنا را تلویزیون و رادیو پخش نکند، مردم خودشان آن را پخش می‌کنند.
*این دومین بار است که شما پخش آثارتان را از رسانه تلویزیون و رادیو ممنوع کردید، اولی مربوط به سال 74 بود اما قبل‌تر از آن نوروز 73 شما به تلویزیون آمدید وحتی دعای تحویل سال را خواندید. در این فاصله یکساله چه پیش آمد که این عکس‌العمل شما را در پی داشت؟
من از روز اول دوست نداشتم که صدای من از رادیو و تلویزیون پخش شود. می دانم تصنیف سپیده یا ایران ای سرای امید را خود آقای لطفی به تلویزیون داد که پخش بشود. چرا که این یک کنسرت بود و نوار ضبط شده آن را فقط من، آقای لطفی و کانون چاووش داشتیم. تا یک روز از لطفی پرسیدم که تلویزیون این تصنیف را چطوری به دست آورده؟ گفت که من دادم. یادم هست به لطفي گفتم که اشتباه کردی و من دوست ندارم صدای من از رادیو و تلویزیون پخش بشود. اواخر سال 57 و اوایل سال 58 خیلی از افراد اصرار می کردند که من در رادیو بخوانم اما من قبول نمی کردم. اما صدای من و کارهای من را پخش می کردند. یادم هست سال 59 یا 60 بود که محمد هاشمی رييس وقت صدا و سيما به اطرافیان من پیغام می داد تا من در رادیو و تلویزیون کار کنم. من کاری با تلویزیون نداشتم، فقط می رفتم در رادیو تدریس می کردم. چرا که من به رادیو و تلویزیون برای تدریس و تحقیق در آرشیو منتقل شده بودم. هرچند که رئیس موسیقی رادیو از من خواهش می کرد که من در شوراها شرکت کنم اما من نمی رفتم. حتی برای من ابلاغیه فرستاد باز من نرفتم. و گفتم که من فقط تدریس می‌کنم، شاگرد و زمان كلاس‌ها را هم خودم انتخاب می کنم. پیام های زیادی برای رفتن به رادیو به من داده شد. حتی مدیر وقت رادیو برای من اخطاریه فرستاد که پرداخت حقوق شما بستگی به شرکت شما در جلسه ها دارد. حقوق من مگر چقدر بود؟ چیزی حدود 30 هزار تومان بود. خنده ام گرفت. یک روز که رفتم رادیو، به او زنگ زدم که به دفتر من بيايد. به او گفتم درست است که شما مدیر هستید اما مدیر خوب کسی است که تک تک آدم ها را بشناسد و از توانایی های آنان خبر داشته باشد تا بتواند با آنها کار کند. گویا من را نمی شناسید که این نامه را به من نوشتید. در پاسخ به من گفت که این نامه اشتباه شده است. به او گفتم حواست باشد ديگر این اشتباهات را مرتكب نشوي. شما در جایگاهی نیستی که براي من اخطاریه بنویسی. همین تدریس را هم از فردا تعطیل می کنم. از فرداي آن روز به رغم مخالفت آنها دیگر به رادیو هم نرفتم و به وزارت کشاورزی برگشتم و آن جا هم خودم را بازنشسته کردم. همان موقع ها محمد هاشمی از من می خواست به راديو بروم که من نمی رفتم. می گفت که در رادیو تدریس می‌کنید اما پیش ما نمی آیید؟ تا اینکه یک روز آقای صادق طباطبایی که از دوستان نزدیک من بود به من تلفن زد و گفت که من دفتر محمد هاشمی هستم و گفت ایشان اصرار دارند که شما راببیند و من را واسطه کردند که بگویم یا شما بیاید پیش ایشان یا ایشان بیایند پیش شما. قرار گذاشته شد که به خانه آقای طباطبایی برويم. خودشان بودند و رییس شبکه دو و من هم با محمد موسوی رفتیم سر قرار. آقای هاشمی خیلی   صحبت کردند و از من خواستند که همکاری کنم بعد از كلي مذاكره در نهایت من گفتم که شما در جایگاه مدیر تلویزیون هرکاری که بخواهید می توانید انجام بدهید اما من در کارم جایگاهی دارم که حاضر نیستم با هیچ چیز دیگری عوض کنم. من می خواهم همان شجریانی که هستم باقی بمانم. خیلی اصرار کردند. آخر گفتم که باشد اگر شما این 4 هنرمندی را که من نیاز دارم به رادیو بياوريد، من هم می‌آیم. بعد هم گفتم اگر من برنامه تهیه کنم، خودم زمان پخش آن را تعیین می کنم.
*سنگ بزرگ انداختید جلوی پایشان.
بله چون می دانستم افراد دیگری برای پخش برنامه ها در تلویزیون تصمیم می گیرند و به من چنین اجازه ای نمی دهند. در آخر هم آقای هاشمی گفت که در شرایط تجدید نظر کنید، ما همیشه منتظر آمدن شما هستیم. که من گفتم نه من هیچ وقت به تلویزیون و رادیو نمی آیم. هیچ وقت دوست نداشتم که در تلویزیون کار کنم اما آثار من مدام از تلویزیون پخش می شد. من هم مدام با ارسال پیام هایی اعتراض می کردم اما فایده ای نداشت. تا اینکه دیدم کلیپ ساخته اند. کلیپی که هیچ ربطی هم به آواز من نداشت. آن زمان آقای لاریجانی مدیر رادیو و تلویزیون بودند. اعلام کردند که اساتید بیایند و هرچه که آنها بگویند من انجام می دهم. من چند باری در جلسات شرکت کردم و ایشان هم حرف‌های قشنگی زدند و من هم حرف‌های قشنگ‌تری زدم. در این جلسات استاد پایور واستاد تجویدی و اساتید دیگری هم بودند تا سیاست های تلویزیون در پخش آثار موسیقی را تعيين كنند. بعد از جلسات ایشان به من گفتند که آقای شجریان اگر شما  آستین هایتان را بالا بزنید و بیاید اینجا همه مشکلات ما حل می شود. من دیدم الان بهترین موقعی بود که من به مردم بگویم من 17 سال است پایم را در تلویزیون نگذاشته‌ام و در مصاحبه تلویزیونی مردم این نکته را  از زبان خودم بشنوند. همان زمان دعای تحویل سال و یک بهاریه را خواندم. و بعد از گفتن این نکته دیگر تلویزیون نرفتم. هرچه آقای لاریجانی تماس گرفتند دیگر نرفتم.
*تا سال 74 که پخش آثارتان را از تلویزیون ممنوع کردید؟
بله. اما روند پخش آثار من از تلویزیون ادامه داشت، کلیپ هم که می ساختند. دیگر من وارد عمل شدم و نامه ای خطاب به مدیر رادیو و تلویزیون نوشتم و رونوشت آن را به روزنامه ها ارسال کردم و فقط اجازه دادم که ربنا پخش بشود و اعلام کردم که ربنا از آن مردم است.
*اما بعد از مدتی فضا آرام شد، و تلویزیون مجددا پخش کارهای شما را شروع کرد، اما عکس العملی از سوی شما دیده نشد؟
چه کاري باید می‌کردم. تنها راه حلش این بود که به دادگستری شکایت می کردم که روندی طی می شد که خیلی اداری بود. من نمی خواستم کسی را زندانی و جریمه کنم. فقط می خواستم به آنها بقبولانم که اشتباه کردند و اجازه ندارند که این کارها را پخش کنند. تلویزیون بابت هیچ کدام از برنامه ها نه هزینه و نه زمانی صرف کرده بود. این برنامه ها به هزینه شخصی من تولید و پخش شده و برای مجوز آن هم یکسال در نوبت بودیم.
*یعنی در دورانی که اعتراضی از سوی شما شنیده نشد، بازهم از پخش آثارتان ناراضی بودید؟
بله بازهم پیام می دادم که حق ندارید کارهای من را پخش کنید. من نمی توانستم و نمی خواستم از آنها جریمه بگیرم اما دوست هم نداشتم که کارهای من را پخش بکنند. من این سازمان را قبول ندارم و زمانی که آثار من از این سازمان پخش می شود پیش وجدان خودم احساس شرم می کنم. من هیچ وقت رضایت نداشتم تا جریان انتخابات پیش آمد و من وکیل گرفتم که جنبه قانونی به اینکار بدهم.
*با این شرایط همچنان ربنا متعلق به مردم است؟
بله این ربنا همچنان متعلق به مردم است.

دانلود ربناي استاد محمدرضا شجريان

منبع : دل آواز

۷۸ سال زندگی با موسیقی / زندگینامه استاد حسن کسایی

۷۸ سال زندگی با موسیقی / زندگینامه استاد حسن کسایی

موسیقی - استاد حسن کسایی اموزش موسیقی را با فراگیری هنر آواز در سن 5 سالگی آغاز کرد.

به گزارش خبرآنلاین، حسن کسایی ردیف‌دان و استاد نوازندگی ساز نی در سن 83 سالگی پس از یک دوره بلند مدت بیماری و کما در زادگاهش اصفهان زندگی را بدرود گفت.
او که یکی از چهره‌های نامدار موسیقی ایران و مکتب اصفهان بود،  سوم مهر سال 1307 در کوچه باغ کلم، محله بید آباد اصفهان متولد شد. او از سن 5سالگی (1312) کار موسیقی را با  فراگیری هنر آواز نزد استاد جلال تاج اصفهانی آغاز کرد.
 ذوق موسیقایی او به حدی بود که باعث شد  یک سال پس از آن (سال1313) به حضور بزرگانی چون اسماعیل ادیب خوانساری، اکبر خان نوروزی، غلامرضا خان سارنج، سید حسین طاهرزاده، علی شهناز و محمد طاهرپور برسد.
در واقع کسایی دو سال قبل از رفتن به مدرسه فعالیت موسیقایی‌اش را آغاز کرده بود.  او در سن 10 سالگی(1317) به محضر استاد ابوالحسن صبا و حسین تهرانی(نوازنده نامدار تمبک) می‌رسد و در نخستین دیدار آوازی در ابوعطا با همراهی ویلن استاد صبا‌ می‌خواند.

استاد کسایی در سال‌های کودکی
یک سال بعد وی موفق می‌شود اولین تجربه صحنه‌ای خود را با همراهی فلوت نصیر ثقفی در مایه بیات ترک در دبیرستان سعدی اصفهان اجرا کند.
سال 1319 نقطه عطفی در زندگی حسن کسایی به شمار می‌رود، چرا که وی با ساز نی که آن زمان به اعتقاد بسیاری از اهل موسیقی صدایی گوش‌آزار داشت آشنا می شود . دو سال بعد (1321) وی با مهدی نوایی از نوازندگان شناخته شده نی آشنا و به مدت سه ماه نزدش آموزش می‌بیند.
نخستین اجرای رادیویی حسن کسایی به سال 1322 باز ‌می‌گردد که وی قطعاتی را در دستگاه سه گاه با نواختن چهارمضراب معروف ابوالحسن صبا در این دستگاه (چهار مضراب زنگ شتر) در رادیو ایران اجرا می‌کند.
دو سال بعد (1324) وی دومین اجرای خود را با جانشینی نی برای ویلن استاد صبا در برنامۀ سولیست‌های خارج از کشور در رادیو ایران می‌نوازد ویک سال بعد دستگاه ریل گراندیک را ابتیاع می‌کند تا آثارش را در منزل ضبط و برای پخش هفتگی به رادیو تهران ارسال کند.
 در سن 20 سالگی (1327) نخستین اجرای تکنوازی نی خود را در دستگاه همایون در تئاتر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد قطعه معروف سلام را در دستگاه چهارگاه می‌سازد که از معروفترین قطعات موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. این قطعه بعدها از سوی حسین علیزاده در آلبوم صبحگاهی با سازبندی وارکستراسیونی حجیم بازسازی می‌شود.
سال 1329 وی به اتفاق جلال تاج اصفهانی، جلیل شهناز، محمد طاهرپور و منوچهر سلطانی به همکاری واجرای موسیقی با رادیو ارتش ایران می‌پردازد که روزهای چهارشنبه هر هفته پخش می‌شد. درهمان سال برای نخستین بار نی را در ارکستر رادیوی ارتش به کار می‌گیرد.
ساخت و اجرای قطعة معروف «هشت بهشت» و اجرای کنسرت در شهرهای آبادان و خرمشهر به نفع بی بضاعت های ژاندارمری، همراه جلال تاج اصفهانی و جلیل شهناز شهرتی برای کسایی به ارمغان می‌آورد تا مجله موزیک ایران در شماره 19 خود(1332) با چاپ عکسی از کسایی 25 ساله در روی جلد خود از او به عنوان استاد نی یاد کند.
علاقه‌مندی به سه‌تار سبب می‌شود تا کسایی از سال 1333 برای بهره‌گیری از مکتب سه تار نوازی ابوالحسن صبا به نزد وی برود و همزمان از محضر عبدالحسین صبا و ارسلان درگاهی نیز بهره بگیرد.
یک سال بعد (1334) کسایی به تهران می‌آید تا کارهایش را در عرصه‌ای وسیع تر در اختیار عموم قرار دهد ، همکاری با برنامه‌های موسیقی رادیو ایران و ضبط آثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز، همچنین ضبط انبوه برنامه‌های خصوصی حاصل چنین هجرتی است که از جمله آنها ساخت آهنگ معروف «در کُنج دلم» بر روی شعر پژمان بختیاری و اجرای آن توسط علی زاهدی، داریوش رفیعی و منوچهر همایون‌پور بود.
در همین سال پدر کسایی دار فانی را وداع می‌گوید و وی به رهبری استاد صبا و با همراهی محجوبی، مجد، تهرانی، بنان، پاشوکی و ... در وزارت خارجه کنسرتی می‌دهد.
شرکت در سلسله برنامة گل‌ها به دعوت داود پیرنیا (گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گُل، گلچین هفته و گُل‌های تازه) از دیگر برنامه‌های کسایی در مدت اقامتش در تهران بود که تا سال 1357ادامه می‌یابد.
سال 1342 وی به همراه جلیل شهناز، حسین تهرانی و حسین قوامی در حضور یهودی منوهین نوازنده نامدار ویلن در کنفرانس سالیانه جهانی موسیقی در تهران به اجرای برنامه می‌پردازد و دو سال بعد هم ازدواج کرده و زندگی مشترکی را شکل می‌دهد.

جلیل شهناز و حسن کسایی در کنار استاد ابوالحسن صبا
از سال 1346 فضای کاری کسایی ابعادی جهانی هم پیدا می‌کندو بسیاری از نوازندگان شاخص از وجود چنین نابغه‌ای در موسیقی ایران خبردار می‌شوند که حاصل آن ضبط یک صفحه دو رو در مایه‌های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیر بهشتی (توسط کمپانی C.B.S فرانسه) و انتشار در تمام نقاط جهان(1354) واجرای برنامه‌های متعدد در جشن هنر شیراز (حافظیه) تا سال 1356 و ملاقات با نوازندگان بزرگ جهان از جمله: راوی شانکار، شاران رانی، بسم ا... خان، تران وانکه و... است.
در این مدت کسایی همکاری خود با رادیو اصفهان ونیز شهر اصفهان استمرار‌ می‌دهد و ریاست شورای موسیقی این رادیو را عهده دار می‌شود.
ضبط و ارائه یک دوره ردیف موسیقی ایرانی، با عنوان: «آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی» با سه تار و آواز (رادیو اصفهان).(1352)، برگزاری مراسم تجلیل (از طرف وزارت فرهنگ و هنر) در سالن شیر و خورشید اصفهان و اجرای قطعاتی به همراه آواز تاج اصفهانی(1355) و فعالیت و تدریس در مرکز فرهنگی رادیو اصفهان و دانشگاه فارابی این شهر -که از سال 1350 شروع و تا سال 1357ادامه می‌یابد- از جمله تلاش‌های کسایی به شمار می‌‌رود.
در همین سال‌ها وی به همراه حسین تهرانی، مرتضی نی‌داود( نوازنده تار و ردیف دان و سازنده تصنیف معروف مرغ سحر)نشان لیاقت هنری از وزارت فرهنگ و هنر وقت را دریافت می‌کنند.
بعد انقلاب به دلیل فضای نه چندان مناسبی که برای موسیقی ایجاد می‌شود، وی آخرین برنامه رسمی خود را در رادیو ایران با همکاری جلیل شهناز و محمد رضا شجریان و جهانگیرملک اجرا می‌کند. در این سال و تا قبل از سال 61 آرشیو موسیقی رادیو اصفهان از بین می‌رود و کسایی هم از صداو سیما برکنار و حقوقش قطع می‌شود.
 در گذشت مادر (1361) از جمله اتقاقات غم انگیز زندگی استاد کسایی بود. سال بعد کسایی قطعه معروف «اشک نی» را می‌سازد و بعد از آن تا سال 1369 که سفری به کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه، هلند کرده و در چند برنامه رادیویی برنامه‌ای اجرا می‌کند، عملا کار خاصی صورت نمی‌دهد. در همین سال تندیس وی درگالری مفاخر هنری جهان لندن نصب می‌شود.
 باشرکت در جشنواره نی‌نوازان ( تالار اندیشه)(1370) فعالیت دوباره استاد کسایی رونق می‌گیرد و سه سال بعد(1374) صدا و سیما مستمری وی را برقرار می‌کند و درسال 1378 موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر در جامعه موسیقی می‌شود که هیئت دولت به وی اعطاء کرد. سال 1381 هم لوح چهره ماندگار موسیقی را از صداو سیمای دوره علی لاریجانی دریافت می‌کند.

استاد حسن کسایی در سال‌های پیری
کسایی در سال‌های دهه هفتاد(1375) به آمریکا و کانادا سفر کرده و در محافل مختلف شعر و موسیقی شرکت می‌جوید و درسال 1376 هم به همت محمد رضا لطفی انجمن دوستداران موسیقی ایرانی واشنگتن مجلس گرامیداشتی برای وی برپا می‌دارند.
سال 1381 محمد جوادکسایی( فرزند استاد) کتاب «از موسیقی تا سکوت» را که حاصل نیم قرن تلاش موسیقایی حسن کسایی است،‌ با مقدمه بیژن ترقی از سوی نشر نی به بازار کتاب عرضه می‌کند.
کسایی درکی ویژه از موسیقی سنتی ایران دارد و ذوقی تحسین برانگیز در ادبیات و شعر وخوشنویسی و حافظه‌ای حیرت انگیز در به خاطر سپردن نغمات واز آن مهمتر قدرت آفرینشگری و تحلیلی منحصر به فرد در واکاوی زوایای موسیقی ایران. همین امر سبب شده است تا ضبطی که وی از موسیقی ردیفی ایران( مرداد 1385) با سه تار وآواز و نی(تیر 86) انجام داده است از جهاتی منحصر به فرد باشد.
استاد کسایی پیش از این هم درباره موسیقی ردیفی اجرایی چند ساعته در رادیو اصفهان داشت که با سه تار و آ‌واز ظرایف و دقایق این موسیقی را بیان کرده بود.
 از کارهای اخیر کسایی می‌توان به آلبوم دختر گلفروش با تنظیم مهرداد یزدانی و آواز علی جهاندار و گفت‌وگوی نی و تار که حاصل همنوازی استاد با شهرام میرجلالی است اشاره کرد.
منبع: همشهری آنلاین

گزارش تصویری / کنسرت بداهه نوازی حسین علیزاده

تبریز- خبرگزاری مهر: کنسرت بداهه نوازی حسین علیزاده به همراهی پژمان حدادی نوازه تنبک شب جمعه در تبریز برگزار شد.

منبع : خبرگزاري مهر

حسن کسایی، نوازنده‌ پیشکسوت نی ایران در كما..

حسن کسایی، نوازنده‌ پیشکسوت نی ایران که از دو ماه پیش در وضعیت کما به سر می‌برد، دیگر نه با کسی صحبت می‌کند و نه غذا می‌خورد.

Inline image 1


یکی از شاگردان کسایی درباره وضعیت کنونی این هنرمند گفت: «حال کسایی در حال حاضر بد‌تر از حال جلیل شهناز است و فقط باید برای او دعا کنید.»

او بیان کرد: «کسایی نابغه‌ای بی‌نظیر است و مانند او، دیگر در کره زمین متولد نمی‌شود، اما ‌ای‌کاش شما اهالی رسانه به جای انتشار خبر بیماری، از هنر این بزرگان بنویسید تا وقتی آن‌ها در قید حیات هستند، در ذهن مردم بمانند، نه این‌که مویشان سپید شود، اما همچنان مردم آن‌ها را نشناسند.»

بزرگ‌ترین نوازنده نی ایران در سن 20 سالگی نخستین اجرای تک‌نوازی نی خود را در دستگاه «همایون» در تئا‌تر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد، قطعه معروف «سلام» را در دستگاه «چهارگاه» ساخت که از معروف‌ترین قطعات موسیقی ایرانی به‌شمار می‌رود. این قطعه بعد‌ها توسط حسین علیزاده در آلبوم «صبحگاهی» با سازبندی و ارکستراسیونی حجیم بازسازی شد.

کسایی در سال 1329 برای اولین‌بار نی را به ارکستر رادیو ارتش اصفهان برد و در سال‌های بعد با ارکسترهای متعدد رادیو به سرپرستی هنرمندانی مانند ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، محمد می‌رنقیبی، همایون خرم و دیگران به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد.

در سال 1335 به دعوت داوود پیرنیا به برنامه «گل‌ها» راه یافت و تا سال 1357 که در گلچین هفته شرکت کرد، با این سلسله برنامه، همکاری داشت.

از سال 1346 فضای کاری کسایی ابعادی جهانی هم پیدا کرد و یک صفحه دورو در مایه‌های «شور» و «ماهور» از نوازندگی نی او همراه تنبک جهانگیر بهشتی توسط کمپانی
C. B. S فرانسه ضبط و در سال 1354 در نقاط مختلف جهان پخش شد. همچنین کسایی تا سال 1356، برنامه‌های متعددی در جشن هنر شیراز برگزار کرد و با نوازندگان بزرگ جهان از جمله راوی شانکار، شاران رانی و بسم‌الله خان دیدار کرد.

چند ماه پس از پیروزی انقلاب، او آخرین برنامه رسمی خود را در رادیو ایران با همکاری جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و جهانگیر ملک اجرا کرد. با این حال تا پیش از سال 1361، آرشیو موسیقی رادیو اصفهان از بین رفت و کسایی هم از صداوسیما برکنار و حقوقش قطع شد.

کسایی در دهه 1360 به کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه و هلند سفر کرد و در چند برنامهٔ رادیویی، به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1369 نیز تندیس او در گالری مفاخر هنری جهان در لندن نصب شد.

پس از آن‌که کسایی در سال 1370 در جشنواره نی‌نوازان در تالار اندیشه شرکت کرد، فعالیت او دوباره رونق گرفت و در سال 1374 صداوسیما مستمری او را برقرار کرد. 

کسایی در سال 1378 موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر شد. همچنین در سال 1381 به‌عنوان چهرهٔ ماندگار موسیقی انتخاب و از او تقدیر شد.

در سال 1381 محمدجواد کسایی (فرزند حسن کسایی) کتاب «از موسیقی تا سکوت» را که حاصل نیم قرن تلاش موسیقایی حسن کسایی است، با مقدمه بیژن ترقی به بازار کتاب عرضه کرد.

حسن کسایی در اصفهان سال‌ها مکتب‌دار موسیقی اصفهان در رشته‌های نی، سه‌تار و آواز بوده است. اگرچه بیشتر آثار او بداهه‌نوازی است تا موسیقی پیش‌ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی‌ها و حتا آوازی‌های نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی‌های اوست. او در زندگی هیچ دلبستگی‌ای به‌جز موسیقی ندارد.

به گزارش خبرآنلاین، در گذشته صدای نی همراه با ناخالصی زیاد بود، یعنی نواختن آن به صورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد تا نوازندگی نی او، به رادیو راه پیدا کند. تک‌نوازی‌ها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان مانند جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و... باعث شد تا نی هم‌ردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.

از کارهای اخیر کسایی می‌توان به آلبوم «دختر گل‌فروش» با تنظیم مهرداد یزدانی و آواز علی جهاندار و گفت‌وگوی نی و تار که حاصل هم‌نوازی او با شهرام می‌رجلالی است، اشاره کرد.


منبع: خبر آنلاين


گزارش تصویری مراسم تشییع زنده یاد جلال ذوالفنون

پیکر زنده یاد جلال ذوالفنون نوازنده سه تار و استاد موسیقی صبح روز چهارشنبه با حضور علاقمندان به آن مرحوم در تالار وحدت تشییع شد.

 



 

 



 سهیل محمودی شاعر و سهیل ذوالفنون فرزند زنده یاد ذوالفنون در این مراسم سخنرانی کردند.

علی صدیقی خواننده نیز در این مراسم غزل زنده یاد قیصر امین‌پور با مطلع «آواز عاشقانه ما در گلو شکست/ حق با سکوت بود صدا در گلو شکست» را خواند.

 



منبع : خبرگزاري مهر

          خبر آنلاين

استاد ذوالفنون به ملکوت پیوست

  http://www.zolfonoon.ir/fa/components/com_ponygallery/img_pictures/20110128_1105455639_yadegari.jpg

با نهایت تآسف، "جلال ذوالفنون" نوازنده‌ی صاحب سبک سه‌تار، که حدود دو هفته پیش عمل جراحی قلب را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، بعدازظهر امروز یکشنبه 28 اسفندماه به علت خونریزی داخلی ناشي از انجام يك عمل جراحي در بیمارستان البرز کرج، جان به جان آفرین تسلیم کرد.


بيوگرافي مختصري از استاد ذوالفنون:

http://www.zolfonoon.ir/fa/components/com_ponygallery/img_pictures/20110128_1536033285_portrate.jpg

او در سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانوادهای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامهٔ تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سه‌تار برخوردار شد.

هم‌زمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنایی با شخصیت‌های موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازه‌ای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سه‌تار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه‌تار متمرکز کرد. او از روش‌های اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمایی‌های احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همان جا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه‌تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه‌تار بودند برخوردار گردیدجلال ذوالفنون آثار نوشتاری و صوتی فراوانی در زمینهٔ موسیقی ایرانی از خود به جای گذاشته که از بین آنها می‌توان آلبوم‌های گل صدبرگ و آتش در نیستان با صدای شهرام ناظری را نام برد.

http://www.musiceiranian.ir/pic///images/rsgallery/display//20080627_1058736778_jalal_zolfonoon.jpg.jpg

سالیانی است که ذوالفنون در زمینه تحقیق و تتبع گام برمی‌دارد و می‌کوشد جوانان را با این قلمرو آشنا کند. مهم‌ترین کار وی پس از تحقیق، تدریس است.

مراسم تشییع پیکر استاد در کرج دوم فرودین ماه از جلوی منزل مرحوم به امامزاده طاهر کرج میباشد .
ساعت و مکان حرکت اتوبوس  :
کرج : گوهردشت - خیابان دوازدهم غربی - پلاک 87 - ساعت 10 صبح
تهران : از جلوی تالار وحدت - ساعت دقیق حرکت از تهران فردا اعلام میگردد.


پي نوشت : تارنگار دل آوا این ضایعه‌ی غم‌انگیز را به خانواده‌ی محترم ذوالفنون و جامعه‌ی موسیقی ایران تسلیت می‌گوید.

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق...

آلبوم جدید همایون شجریان و گروه «دستان» منتشر شد

«ای جان جان بی من مرو»، آلبوم جدید گروه «دستان» به‌خوانندگی همایون شجریان و آهنگسازی سعید فرجپوری بیستم اسفند ۹۰ منتشر شد.

نوازندگان گروه دستان را در این آلبوم حمید متبسم (تار)، پژمان حدادی (تنبک و بم‌دایره)، بهنام سامانی (دف و دایره) و سعید فرجپوری (کمانچه) تشکیل می‌دهند. همچنین شهرام غلامی (عود)، رضا آبایی (قیچک) و پویا سرایی (سنتور) به‌عنوان نوازندگان مهمان، در خلق این اثر با گروه دستان همکاری نموده‌اند. تنظیم و طراحی سازهای کوبه‌ای به‌عهده‌ی پژمان حدادی بوده است.

قطعات این آلبوم، به ترتیب به شرح زیر است:

۱. تصنیف «بی من مرو» شعر مولانا
۲. ساز و آواز «رها نمی‌کند ایام» شعر سعدی
۳. تصنیف «آن دلبر من» شعر مولانا
۴. قطعه‌ی لزگی
۵. ساز و آواز شکسته «دست به‌جان نمی‌رسد» شعر سعدی
۶. تصنیف «شب ستاره‌کش» شعر سیاوش کسرایی
۷. قطعه‌ی ضربی
۸. ساز و آواز «دست بنه بر دلم» شعر مولانا
۹. تصنیف «طرب منم» شعر مولانا

طراحی گرافیک را مژگان شجریان و خطاطی نام آلبوم را استاد یدالله کابلی انجام داده‌اند. این آلبوم توسط حمیدرضا ملکی و سمیه حبیبیان در استودیو «آفتاب عالم‌تاب» ضبط شده و ارُد انزابی‌پور میکس و مسترینگ دیجیتال را بر عهده داشته است.

گفتنی‌ست پس از «قیژک کولی» و «خورشید آرزو»، این سومین آلبوم مشترک همایون شجریان و گروه دستان است که روانه‌ی بازار موسیقی می‌شود. دو آلبوم قبلی که توسط شرکت Celestial Harmonies در بازار جهانی منتشر شده، توانسته بود جایزه‌ی Worldmusic را از کمپانی معتبر نقد صفحات موسیقی آلمان به‌دست آورد.

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنیدبرای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنیدبرای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنیدبرای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید