تبليغاتX
.::. موسیقی ایرانی.::.

.::. موسیقی ایرانی.::.

دانلود آهنگ؛استاد شجريان؛عكس؛اخبار كنسرت ها

روشن شود از نام علی صحن دلم هر بار که من علی علی می گویم

                 عشق علی روح و روان من است حب علی خط امان من است

  من از طرف خودم عید سعید غدیر خم رو به همه ی مسلمانان جهان و به خصوص ساداتعزیز تبریک میگم.

 

           یا علی

نوشته شده در 85/10/18ساعت 10:44 توسط مهسا افضلی| |

استاد لطفی

محمدرضا  لطفی


( 1325- گرگان) نوازنده تار و سه تار ، نواساز و مدرس ، محقق و مولف
به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را در این زمینه با کسب جایزه نحست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد.پس از اتمام دوره تحصیل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید.ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و آموزش رديف ميرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر در دریای در دریای پر معنای موسیقی قدیم ایران بود که این آموزش تا آخرین دقایق حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت.

لطفی ردیف آوازی و تصنیف قدیمی را نزد عبدالله دوامی و سه تار را نزد سعید هرمزی آموخت.اوپس از تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رادیو و تلویزیون ایران با مدیریت فنی برومند در جشن هنر شیراز شرکت کرد که حاصل آن باسازی و احیای مکتب سيد حسين طاهرزاده بود.

محمدرضا لطفی به مدت سه سال به عنوان مربی آموزشی با کانون پرورش کودکان و نوجوانان و دو سال در مرکز گرد آوری و شناخت موسیقی رادیو و تلویزیون به همکاری پرداخت . او از سال 1353 به همکاری با رادیو ایران و گروه موسیقی دانشگاه تهران مشغول گردید و طی این مدت گروه شيدا را پايه گذاری نمود که حاصل آن بازسازی آثار شیدا ، عارف ، درویش خان ، رکن الدین مختاری و...بود.اوپس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یکسال و نیم سرپرستی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران را عهده دار بود و در همین سالها به اتفاق حسین علیزاده و سایر همکاران گروه شیدا و عارف ، به تاسیس کانون فرهنگی هنری چاووش همت گماشت که حاصل این فعالیت 9 نوار موسیقی چاووش است.

                                                   استاد لطفی

لطفی به دعوت فونداسیون چینی و نیز برای شرکت در یک سمینار راهی ایتالیا گردید و کنسرتهایی را در شهر رم ، فلورانس ، بلدنیا ، بادوا و ... اجرا نمود.او در سال 1364 با مهاجرت به خارج از کشور دور تازه ای از فعالیتهای هنری خود را آغاز نموده است و با تاسیس مراکز فرهنگی و هنری شیدا در کشورهای مختلف و برگزاری کنسرتها و سمینارهای گوناگون ، به شناساندن موسیقی قدیمی ایران مبادرت می ورزد. ازجمله آثار ، فعالیتها و کنسرتهای ایشان میتوان به تصنیف های " بمیرید بمیرید" ، " به یاد عارف " ، "داروک" ، "ناز لیلی"،"کوچه سار شب" ، "کنسرت نوا "(جشن هنر شیراز) ، کنسرت راست پنجگاه ( جشن هنر شیراز) ، کنسرت سه گاه ( کنسرت طوس) ، بازسازی آوازهای قمر ، بازسازی آثارگذشتگان ، به یاد درویش خان ، به یاد طاهر زاده ، موسیقی فیلم حاجی واشنگتن ، چاووش 1 (به یاد عارف) ، چاووش 2 (شب نورد) ، چاووش4 ، چاووش 6 ، چاووش 8 ، چاووش 9 ، آلبوم کتاب و صفحه گرامافون موسیقی آوازی ایران ( ردیف عبدالله دوامی) ، نوارهای ردیف موسیقی ایران ( یادواره برومند) ، چشمه نوش ، رمز عشق ، پرواز عشق ، بسته نگار ، کنسرتهای انفرادی در شهرهای مختلف ایتالیا ، کنسرتهای متعدد در شهرهای لس آنجلس ، ساتیاگو ، سانفرانسیسکو ، شیکاگو، بوستن ، نیویورک و واشنگتن به همراهی حسین علیزاده و حسین عمومی ساخت دهها تصنیف و قطعه ضربی دیگر از جمله تصنیف حصار و پیش درآمد اصفهان ، تعداد زیادی بداهه نوازی در دستگاههای مختلف ، کتابهای " شور مادر دستگاههاست " ( منتشر نشده ) ، کتاب سال شیدا (چهار جلد ) و تعدادی مقاله و... اشاره کرد.


 

نوشته شده در 85/10/12ساعت 18:53 توسط مهسا افضلی| |

مجيد درخشاني و گروه خورشيدهم اکنون در حال برنامه ريزي براي کنسرت‌هايي هستند که سال آينده همراه با محمدرضاشجريان اجرا مي‌کنند.


مدير گروه خورشيد از برگزاري کنسرت مشترک با شجريان در اوسط بهار سال آينده در اروپا خبر داد.
"مجيد درخشاني" در اين زمينه به ميراث خبر گفت:« در حال حاضر مشغول طراحي وبرنامه ريزي براي اين کنسرت هستيم و ممکن است در برخي بخش ها با برنامه هاي قبلي آقاي شجريان متفاوت باشد.»


همچنين احتمال دارد در صورت مهيا شدن شرايط اين گروه و شجريان تابستان هم اجرايي را در تهران داشته باشند. 
مجيد درخشاني  در خصوص برنامه هاي اين گروه در جشنواره موسيقي فجر نيز عنوان کرد:« گروه خورشيد روزهاي چهاردهم  و پانزدهم بهمن در تئاتر شهر وفرهنگسراي بهمن برنامه اجرا مي کند. اين برنامه ها در 4 بخش اجرا مي شود. بخش اول شامل قطعاتي در دستگاه شور همراه با اشعار مولوي مي شود.»
 درخشاني ادامه داد:« بخش دوم اجرايي در دستگاه چهارگاه همراه با ساز سورناست که قطعات آوازي نيز از اشعار حافظ انتخاب شده اند. بخش سوم در دستگاه نوا همراه با اشعار حافظ واجراي ارکستر وبخش چهارم نيز اشعار برگزيده مولوي در دستگاه بيات ترک است.»
مدير گروه خورشيد به ديگر برنامه هاي گروه اشاره کرد و افزود:« پيش از اين قرار بود گروه  آثاري از استاد عليزاده و قطعاتي از آثار درويش خان را اجرا کند که به دليل برخي مشکلات ميسر شد. فکر مي کنم اجراي اين برنامه ها به پس از ماه‌هاي  محرم وسفر وسال آينده موکول شود.»



منبع : ميراث خبر


 
نوشته شده در 85/10/06ساعت 16:8 توسط مهسا افضلی| |
شنبه 02 دي 1385

زنده‌ياد ناصرعبدالهي مي‌گفت: من بچه‌ي جنوب و بندرعباس هستم و طبيعتا از سبك موسيقي موجود در اين منطقه تاثير پذيرفته‌ام. سبك موسيقي من (به اعتقاد خودم) پاپ معنوي نام دارد، سبكي كه مشتمل است بر تركيب موسيقي پاپ، موسيقي سنتي و موسيقي محلي بندرعباس.


اين خواننده موسيقي پاپ در گفت‌وگويي تفصيلي در اواخر سال 80، از نحوه ورودش به اين عرصه و خاطرات‌اش سخن گفته بود. 


وي در ابتدا به تولدش در بندرعباس اشاره كرده و گفته است: دهم دي ماه سال 1349، ساعت 10 صبح! درشهر بندرعباس متولد شدم؛ در يك خانواده‌ي ساده، معتقد و هنردوست. يك خواهر و چهار برادر دارم و فرزند سوم خانواده‌ام. پدرم همواره احيا كننده‌ي موسيقي در خانه‌ي ما بود و دركنار تشويق ما براي پرداختن به موسيقي، قرآن را نيز سفارش مي‌كرد و آن را با صوتي خوش تلاوت مي‌كرد.


**** درباره‌ي سالهاي نوجواني****


تحصيلات خود را در بندرعباس گذرانده‌ام و از سالهاي نوجواني در صدا و سيما، در حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي و امور تربيتي استان هرمزگان فعاليت‌هاي هنري خود را با اجراي برنامه‌هاي هنري و فرهنگي آغاز كردم.


بايد بگويم كه در خانواده‌اي هنر دوست زاده شده‌ام و از همين رو تك تك افراد خانواده‌ام همواره در اين زمينه حامي و مشوق من بوده‌اند.


***** خانواده‌ي من *****


سال 1367 با همسرم آشنا شده و ازدواج كردم، به نظر من، شاعر بايد عاشق باشد. براي رسيدن به درونش بايد به چشمه‌ي الهي معرفت متصل شود.


اول بار كه شعر گفتن را آموختم مربوط مي‌شد به زماني كه عاشق همسرم شدم. ديدن او حس عشق را در من تقويت كرد و مرا به شعر رساند. عشق من به همسرم كه با رسيدن به مرحله‌ي ازدواج وارد سطح تازه‌اي از آگاهي شد، طي سالهاي 70 و 71 مرا به سوي عشق اصلي‌تر، رهنمون ساخت. عشق به خدا، از آنجا به بعد بود كه تم‌هاي معنوي وارد سرودهاي من شد. من و همسرم اواخر 1375 از بندرعباس به تهران آمديم. اوايل زندگي در تهران براي ما دشوار بود اما تدريجا به آن عادت كرديم. پسر بزرگم نويد 11 ساله، دخترم نازنين 9 ساله، و پسر دومم نامي 6 ساله هستند.


***** به گفته‌ي مادر گرامي‌ام*****


به گفته‌ي مادر گرامي‌ام، هنگامي كه نوزادي بيش نبودم، ايشان متوجه مي‌شود كه من هميشه با نواي موسيقي آرام مي‌شوم و بدان توجه خاصي نشان مي‌دهم. از همان دوران نوزادي، به گفته‌ي مادرم، با شنيدن موسيقي نگاهم را به نقطه‌اي مي‌دوختم و سراپا به آن گوش جان مي‌سپردم.


***** نخستين استاد من *******


از هنگام كودكي تا زمان حاضر، ارتباطم با موسيقي به هيچ وجه قطع نشده است و مي‌توانم بگويم كه نخستين استادم در اين زمينه، برادر بزرگ آقاي محمد طيب عبداللهي بوده است. او با ساز ملوديكا مسلط بود و آن را به خوبي مي‌نواخت. هنگامي كه او سرگرم نواختن بود، ‌من با حرص و ولع عجيبي به انگشتانش خيره مي‌شدم و با چشم و گوش فواصل موسيقيايي را درك مي‌كردم و به خاطر مي‌سپردم، از اينجا بود كه با يك ساز واقعي آشنا شدم، هر روز كه مي‌گذشت، تشنگي‌ام بيشتر و عشق من به ساز و موسيقي افزون‌تر مي‌شد.


**** اجازه نداشتم به اين ساز دست بزنم******


«ملوديكا»ي برادرم برايش بسيارعزيز بود. زيرا هديه‌اي بود از سوي پدرم به او، تا بدين وسيله برادرم را به فعاليت درعرصه‌ي موسيقي بيشتر تشويق كرده باشد و الحق كه همين گونه هم شد. من كه تشنه‌ي موسيقي بودم، اجازه نداشتم كه به اين ساز عزيز! دست بزنم، گرچه برادرم از سر مهر، گاه گاهي به من اجازه مي‌داد كه از آن استفاده كنم.


**** بزرگتر كه شدم*****


پس از آن، به اتفاق يكي از دوستان عزيزم، آقاي عظيم قادري نژاد به تمرين موسيقي پرداختم، آن هم با سازي تقريبا همانند ملوديكاي برادرم، ولي بزرگتر و مجهزتر از اكوتوريسم، در مدرسه‌ي راهنمايي بودم كه به تشويق يكي از معلم‌هايم، عهده‌دار تشكيل گروه سرود مدرسه شدم. همزمان دوست عزيزم عبدالله سعيدي،‌ دستگاه ارگ خودش را در اختيار ما گذاشت و ما نيز با اين دستگاه به مناسبت‌هاي گوناگون به اجراي برنامه مي‌پرداختيم.


***** پاپ جنوب******


در ادامه‌ي فعاليت‌هاي موسيقيايي‌ام در بندرعباس، با شادروان استاد رضا روضه خوان واستاد احمد توحدي كه در عرصه‌ي موسيقي پاپ جنوب جايگاه ويژه‌اي دارند، آشنا شده و همكاري‌هاي مشتركي با آنها انجام دادم. بدين ترتيب، فعاليتهاي هنري من به گونه‌اي جدي‌تر ادامه يافت. من در محضر اين استادان ارجمند به فراگيري موسيقي پرداختم و پس از فراگيري متدهاي اوليه‌ نوشتن و خواندن نت و گام‌ها نزد شادروان استاد روضه خوان ريتم، را نيز نزد استاد توحدي آموختم.


در مرحله‌اي از فعاليت‌هاي موسيقيايي‌ام احساس كردم كه بايد ملودي‌ها را براي خوانندگان گروه سرودمان زمزمه كنم و گاه گاهي با صداي بلندتر به صورت آواز بخوانم. همزمان با اين مرحله، تحت تاثير سبك موسيقي و اجراي گيتار شادروان ابراهيم منصفي قرار گرفتم كه شاعر، آهنگساز و خواننده‌اي كهنه‌كار در بندرعباس بود. آهنگ‌ها و ترانه‌هاي او غالبا محلي و بومي بودند و تاثير فوق‌العاده و خاصي بر روي من باقي مي‌گذاشتند. من ضمن علاقه‌مند شدن به گيتار، آهنگ‌هاي وي را تمرين مي‌كردم و سعي داشتم از اين استاد الگو بگيرم و سبك ايشان را دنبال كنم. با دقت در خوانندگي آن بزرگوار، متوجه ويژگي‌هاي ايشان مي‌شدم و تلاش داشتم روي همن تكنيك‌ها كار كرده و حنجره‌ام را تقويت كنم.


****** چرا پاپ را انتخاب كردم؟******


همانگونه كه مي‌دانيد سبك‌هاي گوناگوني در موسيقي وجود دارد و هر كسي هم به فراخور ويژگي‌هاي فردي و شخصيتي‌اش به يك يا چند گونه از اين سبكها علاقه‌ي بيشتري پيدا مي‌كند. من هم از اين قاعده مستثني نبوده‌ام و طبعم بيشتر پذيراي موسيقي پاپ بود.


***** پاپ ايراني، يك حركت نوين *******


موسيقي پاپ ايراني، حركت نوين و تازه‌اي است كه پويايي دارد و به جرات مي‌توان اذعان كرد كه روند اين حركت تا بدين جا خوب بوده و توانسته است جايگاه ويژه‌اي ميان جوان‌ها ايجاد كند. اين حركت در راستاي مقابله با تهاجم فرهنگي موفق بوده است واميدوارم كه سير صعودي اين هنر، خداي ناكرده به حركتي نزولي بدل نشود.


به گزارش ايسنا، زنده ياد ناصرعبداللهي در بخشي از اين گفت‌وگو كه به نقل از «كتاب ستارگان موسيقي پاپ» در ادامه مي‌آيد معتقد است: براي پيشبرد موسيقي پاپ مي‌بايست موارد زيرا را در دستور كار قرارداد:


1- نظارت دقيق و كارشناسانه‌ در مورد اين سبك 2- تبليغ گسترده براي شناساندن جايگاه واقعي اين سبك به مردم 3- سرمايه‌گذاري يا اعطاي وام به هنرمندان مستعد و كارآمدي كه توانايي مالي براي ارائه اثر خوب را ندارند. نقطه ضعف موسيقي پاپ اين است كه بستر مشخصي ندارد و از هم گسيخته است و نقطه‌ي قوت آن نزديك بودن به سليقه و خواسته‌هاي جوان ايراني است كه بخش عمده‌اي از جمعيت ايران را تشكيل مي‌دهد.


***** حس ششم دارم!*****


يك بار در دوران نوجواني براي اينكه سر به سر مادرم بگذارم، به او گفتم چند نفر دارند دنبال نشاني منزل ما مي‌گردند و قصد دارند به خانه‌ي ما بيايند بعد، همينطوري نشاني كامل اين افراد خيالي را دادم و خودم از ترس فرار كردم و به منزل دايي‌ام رفتم، بعد از يك ساعت پدرم به دنبالم آمد وگفت: ‌تو چرا خانه نيامدي كه به مادرت كمك كني؟ من از ترس دروغي كه به مادرم گفته بودم، ‌زدم زير گريه. پدرم گفت: چرا مي‌ترسي، بعدا فهميدم كه دقيقا همان افراد با همان مشخصاتي كه من داده بودم به منزل ما آمده بودند. من اين حس ششم را از همان موقع در وجود خودم شناسايي كردم.


***** اگر هنرمند نمي‌شدم *****


اگر هنرمند نمي‌شدم و به موسيقي رو نمي آوردم، قطعا الان يك نجار بودم زيرا بوي چوب حس غريبي به من مي‌دهد.


**** دو آلبوم من*****


تاكنون دو آلبوم مستقل به بازار موسيقي عرضه كرده‌ام: "عشق است" و "دوستت دارم". عشق است" زمستان 1378 به بازار عرضه شد. غزليات اين آلبوم كه حال و هوايي عرفاني دارد توسط محمدعلي بهمني سروده شده و تنظيم آهنگ‌ها را دكتر چراغعلي، شادمهر عقيلي، بهنام ابطحي و محمد رضا عقيلي انجام داده‌اند. صداي دلنشين و گرم دوست عزيز و هنرمند بسيار تواناي سينما، پرويز پرستويي،‌ما بين ترانه‌ها، ‌غنا بخش آلبوم است. آلبوم "دوستت دارم" نيز كار بعدي من بود. خواننده‌ي همه‌ي ترانه‌ها خودم هستم. تنظيم آهنگها را نيز دوست عزيزم ابطحي و همين طور خودم انجام داده‌ايم.


***** محبوب‌ترين آلبوم من*****


با نظرسنجي‌هايي كه تاكنون صورت گرفته، مشخص شده است كه محبوب‌ترين و پرمخاطب‌ترين آلبوم من "دوستت دارم" است و گمان مي‌كنم كه دليل اين محبوبيت، متفاوت بودند آن با كارهاي موجود است.


**** ناصريا******


همه مي‌گويند "ناصريا" كاري اسپانيولي است و از ملودي‌هاي جيپسي كينگ برگرفته شده است، در حالي كه واقعيت غير اين است و "ناصريا" به هيچ وجه تعلقات اسپانيايي ندارد. اين كار ريتم عربي دارد، ريتمي كه بارها توسط عود،‌دهل،‌دف عربي نواخته شده و تاكنون هيچ گاه توسط گيتار نواخته نشده بود. اما من اين كار را انجام دادم. ملودي ترانه‌ي "ناصريا" سال 1367 ساخته شد. آن سال من به كنكاشي در مورد ظلم رسيده بودم؛ ظلمي كه در دنيا وجود داشته و دارد و براي همدردي با مظلومان جهان اين كار را ساختم. در متن شعر "ناصريا" مي‌گويم اگر كسي به اسم ناصر بودن قصد ياري مظلومي را داشت بايد سختي بسياري را متحمل شود و مبارزات بسياري با نفس خويش داشته باشد و در نهايت در سايه‌ي توجهات پروردگار پيروز خواهد شد.


***** پاپ چگونه به وجود آمد؟****


به صورت خودرو و خود جوش، يعني در سال‌هاي بعد از انقلاب در اين دوران نه منابع تئوريكي در اختيار علاقه‌مندان قرار داشت، نه فرهنگي كه بشود براساس آن رشد كرد و به بلوغ رسيد. پس خواننده‌هاي ما با رجوع به درونياتشان، اين موسيقي را كه ريشه در پاپ سالهاي پيش از انقلاب دارد، متولد ساختند. در نتيجه اگر كسي شباهت صداي خود به يك خواننده قديمي را تقويت كرده و از اين طريق پا به عرصه‌ي موسيقي گذاشته، به سبب شرايط مورد بحث، نمي‌توان او را در اين زمينه محكوم كرد و مقصر دانست،‌ زيرا چنين هنرمندي اقتضاي طبيعت را رعايت كرده و بس.


**** مرا هم متهم كرده‌اند*****


من را هم به "شبيه خواني" متهم كرده‌اند! مي‌گفتند: لحظاتي از صداي تو شبيه فلان خواننده است، بعضي وقت‌ها نيز از فلان خواننده تقليد مي‌كني و مواقعي هم كارهايت شبيه كارهاي نعيم افغاني است در مقابل اين اتهامات شروع به تحقيق كردم و نهايتا به اين موضوع پي بردم كه چرا برخي اينگونه درباره‌ي صداي من مي‌انديشند. من اساسا دنبال حرفهاي تازه و كارهاي نو هستم و از تقليد و شبيه خواني خوشم نمي‌آيد.


***** خوانندگان محبوب من*****


از ميان خوانندگان موسيقي سنتي دوستدار كارهاي استادمحمدرضا شجريان و عليرضا افتخاري هستم، ضمن اينكه براي من جاذبه‌ي موجود در صداي عبدالرسول كارگشا بيشتر از سايرين است. از ميان خوانندگان موسيقي پاپ نيز صداي عليرضا عصار را بيش از همه دوست دارم. كار او، ملودي‌هايش و سبك خواندنش در كاست اول نو بود، اما از كاست دومش فقط يك قطعه را پسنديدم. ملودي هاي كاست اول محمد اصفهاني در عين دلنشين بودن، غم‌انگيز و محزون بود. در آلبوم "فاصله" كارهاي قشنگ‌تري از ايشان شنيدم.


***** پيشگامان موسيقي پاپ*****


فضاي كار موسيقي پاپ توسط عزيزاني همچون فريد شب‌خيز ، كوروش يغمايي و علي درخشان باز شد. البته در آغاز آنچه كه اجرا مي‌شد موسيقي پاپ نبود، بلكه اجراي رديف‌هاي آواز ايراني بود، با سازهاي مدرن، از آن هنگام، من مشغول مطالعه و بررسي روي سبك‌هاي موسيقي بودم و براساس مطالعات تئوريك واحساسات دروني‌ام، پروسه‌اي را در خصوص طرح‌هاي فرهنگي و موسيقيايي در ذهنم تدوين كردم كه امروز به مسير حركت من در عرصه‌ي هنر تبديل شده است.


**** اطباق اشعار ترانه‌هايم******


اشعار ترانه‌هايم را براساس مطالعاتم انتخاب مي‌كنم، در ميان شعراي معاصر آثار محمدعلي بهمني و پرويز اعتصامي را خوانده‌ام. در بين شعراي قديمي نيز عاشق آثار حافظ و مولانا هستم. تا به امروز سطح معلوماتم ايجاب نمي‌كرد از اشعار اين دو بزرگوار استفاده كنم. اما از امروز به بعد به طور قطع گريزهايي به ديوان شاعران عارفي كه بر تارك تاريخ ادبيات ايران قرار دارند، ‌خواهم زد.


******* ملودي‌هاي شرق من*****


ملودي‌هاي ترانه‌هاي من شرقي هستند مثل "ياني"‌و "پيترگابريل" و ديگر استاداني كه با اين نوع ملودي‌ها در جهان مطرح شدند، دوست دارم با ملودي هاي مشرق زمين كار كرده و حرف‌هايم را بزنم.


**** تقاضاهاي من *****


به‌عنوان يك بندرعباسي از اهالي اين شهر مي‌خواهم "جنوبي" زندگي كنند؛ با راستي و بدور از دوز و كلك، مردم جنوب از اصالت واقعي برخور دارند، اصالت‌هايي كه پرورش آنها مي‌تواند ختم به راه معنويت شود.


از آنهايي كه از شنيدن صدايم لذت مي‌برند و سبك مرا قبول دارند خواهشم دارم: "دعا كنند همسرم در كنارم پايدار بماند" اگر او همفكر من نبود، اصلا پيشرفت نمي‌كردم منزل جايي است كه انسان در آن رشد مي‌كند و همسر من صبورترين زني است كه تا به امروز ديده‌ام،‌ پايداري و همراهي او باعث رشد ناصر عبداللهي شده است.


دعا كنند بتوانم در مسير ارتقا و تقويت روحي باقي بمانم تا روز به روز بيشتر و بهتر خدمتگزار خلق باشم.


***** كاست‌هاي بعدي ******


طرح چهار كاست بعدي‌ام را به طور كامل در ذهن دارم. بعد از "دوستت دارم"‌"بوي شرجي" را وارد بازار خواهم كرد. "بوي شرجي" در بردارنده قطعاتي به سبك پاپ محلي و قطعاتي فارسي با تمي‌ شاد است. در اين كاست، از سبكي به نام "جعله" استفاده مي‌شود كه نوعي پاپ محلي است.


جعله" يعني سفال نوازي، زماني كه موسي كمالي و احمد روان براي اولين بار در بندرعباس شروع به جعله نوازي كردند، نمي‌دانستند كه "سفال نوازي" يك هنر جهاني است و در بسياري از مناطق دنيا متداول است.


***** پرويز پرستويي را من انتخاب نكردم******


من پرويز پرستويي را براي دكلمه كردن اشعار در كاست دوستت دارم انتخاب نكردم، ايشان توسط موسسه‌ي فرهنگي دارينوش كه تاكنون كاست‌هاي مرا تهيه و منتشر كرده، انتخاب شدند. بعدا در حين كار،‌آشنايي بيشتري با پرويز پرستويي پيدا كردم و احترام من به ايشان چند برابر شد. زيرا او انساني است كه بي‌نهايت متواضع و فروتن است و به رغم موقعيتي كه دارد هرگز خودش را نمي گيرد و در يك جمله "خيلي خاكي" است. من معتقدم صداي پرويز پرستويي به كاست "دوستت دارم" اعتبار خاصي بخشيده است.


ناصر عبداللهي همچنين معتقد بود: ساز وجودي مقدس بوده و اصولا موسيقي ريشه‌هاي معنوي فراواني دارد. آنچه مسلم است، زايش موسيقي يك امر الهي بوده است و براي آرامش بشر و توجه دادن او به عمق وجود و عرفان، پدران سازهاي امروزي در اعصا گذشته، ساكنين آفريقا و هند بوده‌اند، آن دسته از سازها و تم‌هايي كه روشن كننده‌ي نقاط شادي آور روح بشر هستند، از آفريقا و دسته‌اي كه نقاط معنوي روح انسان را جلا مي‌بخشند از هند و مشرق زمين مي آيند و در اين بين، موسيقي اعراب و ايران نيز جايگاه ويژه‌اي دارند.


**** توصيه‌ به جوانها****


جوانهاي علاقه‌مند به كار در عرصه‌ي موسيقي پاپ، ابتدا بايد مطمئن شوند كه آيا واقعا به اين نوع موسيقي علاقه‌مند هستند و يا فقط براي رسيدن به شهرت و معروفيت قصد فعاليت در اين سبك از موسيقي را دارند. اگر صرفا به مورد دوم (شهرت) علاقه‌مند هستند، بهتر است كه به دنبال اين كار نيايند، چرا كه به بيراهه خواهند رفت. اما اگر واقعا به اين نوع موسيقي علاقه دارند، ابتدا بايد با پشتكار‌، عزمي قوي و شكيبايي بسيار گام به جلو بگذارند



منبع : ايسنا
 
نوشته شده در 85/10/02ساعت 14:49 توسط مهسا افضلی| |