تبليغاتX
.::. موسیقی ایرانی.::.

.::. موسیقی ایرانی.::.

دانلود آهنگ؛استاد شجريان؛عكس؛اخبار كنسرت ها

تنبور:

        تنبور

تنبور يكي از قديمي ترين و اصيل ترين سازهاي ايراني است . امروزه تقريبا نيمي از مردم جهان با اين ساز باستاني ايراني آشنايي دارند و در گوشه و كنار دنيا نامهاي گوناگوني بر آن گذاشته اند . اين ساز قديمي با صداي آسماني و ملكوتي خاص خود در بيشتر كشورها مخصوصا چين ، ايران ، تركيه ، عراق ، و كشورهاي استقلال يافته مانند آذربايجان و ارمنستان و... در بين مردم خصوصا مردم بومياز احترام خاصي برخوردار است . اين مردم در عبادتهايدسته جمعي و فردي خود براي راز و نياز با خدا از آن استفاده ميكنند و آنرا موجب نزديكي قلبها به خدا ميدانند . از زمان قديم در ايران بويژه در منطقه غرب، استان خراسان ، و در اطراف استانهاي فارس و لرستاندر خانقاه ها براي ذكر و عبادت از آن استفاده ميشده است . در اين مقاله كه نقلي است از مجله هنر موسيقي ، شماره 3 ، مرداد ماه 1377 ميخواهم به سير تايخي اين از به قلم محققين گرامي بپردازم :

( تنبور از فرهنگ سازها اثر مرحوم ملاح )

تنبور سازي است از خانواده آلات موسيقي رشته اي .آنگاه كه اين محفظه صوتي به تدريج شكل بيضي پيدا كرده و اندك اندك يك قسمت از دو قسمت باريك بيضي طويل تر و باريكتر شده و هنگامي نام بربط يا عود بر آن نهاده شده كه دسته ساز اندكي بلندتر شده و كاسه طنين ساز ، پر حجم تر گشته است در همين عصر است كه ساز ديگري آفريده شده است . بر اين ساز نيز در مناطق مختلف گيتي نامهاي گوناگون نهاده شده است . از جمله در ايران آن را تنبور ناميده اند .

فارمر مينويسد : با انتشار دين اسلام به اكناف عالم تاثير ايران در آلات موسيقي به همه جا رخنه كرد و حتي در نقاطي هم كه اسلام انتشار نيافته بود راه يافت ، يعني از طرف مشرق به سواحل اقيانوس اطلس و از شمال به سيبري و از جنوب به هندوستان و جزاير شرقي هند نفوذ كرد. تنبور كه در ممالك مجاور ايران به " طنبوره " معروف شد به تدريج به چين رسيد و موسوم به " تنپولا " گشت. در يونان آنرا" تام پوراس " ناميدند. از يونان به آلباني رفت و آنرا " تامورا " خواندند . در روسيه آنرا " دومبرا " ، در سيبري و مغولستان " دومبره يا دمبوره " نام نهادند و در بيزلنس معروف شد به " پاندورا " . ساير اقوام اروپايي توسط بيزانس با اين ساز آشنا شدند . اين ساز در تركيه و هندوستان رواج يافت .

در فرهنگ موسيقي " ريمان " ( ص1319 ) واژه تنبور آمده است :

تنبور سازي است منسوب به ايرانيان و اعراب و از خانواده عود . " ريمان " عقيده دارد كه اين ساز در هندوستان " تمبوري " ناميده ميشود كه بيشك همان تنبور ايراني است . در ايتاليا آنرا " تمبورو " و در قفقاز " تمپور " گويند . ارمنيها مانند ايرانيها آنرا تنبور مينامند .

در فرهنگ موسيقي " گروو " گفته شده كه كلمه تنبور در طي زمان در اثر تلفظهاي ملل مختلف به اسمهاي مختلف در آمده است .

                                            تنبور

دائره المعارف " بريتانيكا "مينويسد : تنبور سازي است شرقي از خانواده عود كه داراي دسته بلند است و 2 يا 3 سيم داردو با انگشت به صدا در ميايد . قديميترين نشانه هاي موجود از اين ساز در مشرق زمين نقشهايي است كه از تپه هاي" بني يونس " و " كيوان " واقع در شهر موصل به دست آمده است . از اين نقشها معلوم ميشود كه شكل اين ساز به تار امروزي شباهت بسياري داشته است و دسته بسيار بلند و نازك آن با كاسه ظريف و مجوفش بسيار متناسب بوده است. مجسمه هاي بدست آمده از شوش كه متعلق به 1500 سال قبل از ميلاد مسيح ميباشد و همچنين مجسمه هاي بدست امده از " هفت تپه " بيانگر قدمت اين ساز ميباشد .

" ژول روئانه " مينويسد : فارابي از مولفان قرن دهم ميلادي آلات موسيقي زمان خود را مانند عود و تنبور خراساني، تنبور شيرازي و ... به طور دقيق نشان داده است . بين اين سازها تنبور بغدادي كه در دمشق مرسوم بوده ، پرده بندي متفتوت داشته است .

در فرهنك كامل آلات موسيقي " زاكس " آمده است : تنبور فارسي و كردي و عبري به شكل تخم مرغ است و دسته بلند دارد و در حقيقت ساختمان تنبور نخستين گامي است كه بشر در طريق رشد و تحولاين قبيل سازها برداشته است . به طور كلي ميتوان چگونگي تغييرات شكل ظاهري تنبور را از زمان آشوريها تا عصر حاضر مشاهده كرد . امروزه تنبور به يك قشر وسيع از جامعه بشري تعلق دارد . ريشه لغوي تنبور " پاندورا " بوده است . تنبور در نقاط مختلف ايران ، نامهاي خاصي داشته است ، مانند تنبور خراساني و ميزاني يا تنبور بغدادي يا تركي ، شروانيان و از آنچه ياد شه چنين بر ميايد كه تنبور باستاني مشخصاتي به اين ترتيب داشته است .1_سازي رشته اي 2_نواختن با ناخن يا سه انگشت دست راست 3_در آغاز يك تار يا يك رشته داشته است 4_ تنبور دو نوع بوده يك نوع كه پرده يا دستان ميبستند و ديگري بدون پرده بوده است 5_ شكل ظاهري آن مانند دو تار ( چگور ) بوده است .6_بي ترديد داراي گوشي و خرك بوده است .

آقاي عليرضا فيض بشي پور در پژوهش درجه كارشناسي خود درباره تنبور اشاره دارد به تعدادي از مقامهاي اين ساز مانند مقام " باريه " و " طرز رستم " ، " مجنوني " و " جنگ آرا " كه اين مقامها از مقامهاي كهني ميباشد مه سينه به سينه از تنبور باستان تا تنبور حاضر نقل شده است . گويا مقام " باريه " را " باربد " خوانده است .

( به نقل از ماهنامه هنر موسيقي شماره3 ) ( با تخليص )

پی نوشت: به دلیل اینکه برخی از دوستان نمی تونند هر سه روز یکبار به بلاگ سر بزنند .تصمیم گرفتم بلاگ رو هر یک هفته یکبار به روز کنم.

یا حق

 

 

نوشته شده در 86/02/22ساعت 22:48 توسط مهسا افضلی| |