تبليغاتX
.::. موسیقی ایرانی.::.

.::. موسیقی ایرانی.::.

دانلود آهنگ؛استاد شجريان؛عكس؛اخبار كنسرت ها

سلام. مطلب امروز برای کامل کردن مطلب قبلی که در مورد گروه "کامکارها" بود، قرار دادم. در ضمن یا آور بشم که بیوگرافی کامل + آلبوم تصاویر و معرفی کارهای این گروه در سایتی که معرفی کردم موجود هست و میتونید در پیوند های روزانه ببینید.....

چرا کامکارها در عرصه موسیقی ماندگار شدند؟

کامکارها آدم را به ياد قصه معروف پدری می اندازند که هنگام مرگ ، فرزندانش را می خواند و به هرکدام از آنها تکه چوبی می دهد و از آنها می خواهد که چوب را بشکنند.فرزندان چوب را می شکنند. پدر چوبی بر چوب قبلی اضافه می کند و از آنها می خواهد که هر دو چوب را با هم بشکنند واين کار را تا چند چوب ادامه می دهد. وقتی تعداد چوبها به شش يا هفت می رسد، کسی از فرزندان، حتی زورمندترين آنها به رغم به کار بردن تمامی توان خود قادر به شکستن دسته چوب ها نمی شود . اينجاست که پدر روبه فرزندان کرده و می گويد : اگر با هم متحد باشيد کسی نمی تواند شما را بشکند و همه گاه اعتبار و منزلت خودتان را داريد.به گمانم روزی که استاد حسن کامکار داشت زندگی را بدرود می گفت اين قصه در ذهنش جولان می کرد و می دانست که پراکندگی و تفرقه چه مصيبت بزرگی است و با آدمی چه می کند . پس او هم فرزندانش را پيش خود نشاند و توصيه هايی کرد که تا به امروز که ۲۵ سال از شکل گيری اين گروه می گذرد، همچنان آويزه گوش کامکارهاست.

اما به راستی راز ماندگاری کامکارها در چيست؟

شاخص ترين گروههای موسيقی ايرانی درنهايت پنج تا 10 سال دوام آوردند و اگر هم نامی از يک گروه همچنان باقی مانده است، اما حتم بدانيد که افراد آن همانند مهاجرانی که از شهری به شهری می روند، ترک اين گروه کردند و به گروه ديگر پيوستند و از گروه ديگر هم به گروههای ديگر کوچيدند و الخ. حتی گروه شجريان با عليزاده و کلهر که بسياری گمان می کردند تا سالها دوام می آورد نيز پس از پنج سال، به دلايلی که اهل موسيقی می دانند و اما عموم مردم از آن اطلاعی ندارند، از ادامه همکاری سرباز زدند. شجريان با دو سه تن ديگر از اهالی موسيقی گروهی تازه را شکل داده و قرار است اوايل زمستان کنسرتهايی را در ايران و ديگر کشورها ادامه دهد. کلهر هم به دنبال برنامه های مشترکش با نوازندگان ديگر کشورها پيوسته است و عليزاده هم به ساختن موسيقی فيلم برای سريالهای تلويزيونی رو آورده است. کامکارها اما، ماندند و هر روز قوی تر از پيش شده واکنون به شاخص ترين و حرفه ای ترين گروه موسيقی ايرانی بدل شده اند.

برادری و برابری

اگر بخشی از رمز ماندگاری گروه کامکارها را در خانوادگی بودن آن بدانيم، بخش ديگر آن را بايد محصول نگاه مساوی آنها به يکديگر دانست. هوشنگ کامکار در گفت و گويی با نگارنده که به زودی انتشار خواهد يافت، گفت که تمامی اعضای گروه يه يک اندازه در آمد کسب می کنند. يعنی ارژنگ کامکار، نوازنده تمبک گروه که در سنت گروه نوازی موسيقی ايرانی از کمترين شانيت برخوردار است و بسياری تمبک نوازان را «کيف کش» گروه می دانند و تحقيرش می کنند، با آهنگسازی همانند هوشنگ کامکار که در گروه سمت های مهمتری را برعهده دارد، هنگام تقسيم درآمدهای حاصل از کنسرت، به يک اندازه سهم می گيرند. اين گونه است که کسی در گروه احساس حقارت نمی کند و از دل و جان برای پيشرفت جمع، می نوازد. اگر چه مسايل مالی در گروههای موسيقی بسيار مهم است و ريشه بسياری از اختلافات را می توان در نگاه تبعيض آميز ميان خواننده و ديگر افراد گروه هنگام تقسيم در آمدها يافت، اما به نظر می رسد هوشنگ کامکار که خود سرپرستی گروه کامکار ها را برعهده دارد، سعی کرده است اين «دندان پوسيده» را بکشد و ريشه اختلاف را از ابتدا خشک کند. برای همين است که در چند سال اخير اين گروه کمتر تن به همکاری با خوانندگان مطرح می دهد، دليلش هم روشن است. خوانندگان مطرح می آيند و از اعتبار گروهی حرفه ای همانند کامکارها بهره می گيرند ودر عوض تقاضای دستمزدی چند برابر ديگر اعضای گروه را مطرح می کنند. درحالی که اعتبار گروه کامکارها، به گواهی کارشناسان موسيقی ايرانی به اندازه ای است که نيازی به تزريق اعتبار خواننده يا نوازنده ديگر برای جلب مشتری ندارند.

صريح و انتقادپذير

صراحت، مهمترين ويژگی است که هوشنگ کامکار از آن بهره می برد. وی در نخستين نشست «نقد نغمه» که سازمان فرهنگی وهنری شهرداری تهران در فرهنگسرای شفق برگزار کرد، ‌بر خلاف عمده اهالی موسيقی که از انتقاد فراری اند، گفت که آمده است تا تندترين انتقادات را درباره کنسرتش بشنود. در مقابل، خود هم برخی از مناقشه برانگيزترين مباحث را مطرح کرد. از جمله اين مباحث، نظرش درباره خوانندگان بود که از دل پر وی نسبت به اين گروه از اهالی موسيقی خبر می داد. کامکار گفت که از نظر وی خواننده هم سطح نوازنده است و درهمه چيز بايد مساوی با نوازنده باشد و داشتن استعدادی خدادادی نمی تواند محملی باشد برای برتری داشتن خواننده بر نوازنده. نوازنده هم سختی می کشد تا بتواند رديف را بياموزد و با تکنيکهای نوازندگی آشنا شود و در نهايت با داشتن تمامی اين قابليتها به گروهی راه يابد.هوشنگ کامکار البته در چنان جايگاهی قرار دارد که بی اعتنا به جبهه گيری خوانندگان بر آنان بتازد و از تبعيضاتی که از سوی آنها بر جامعه موسيقی دانها می رود گله کند. وی سرپرست گروهی است که تقريبا بيشترين تماشاگر را در ميان اهالی موسيقی ايران دارد؛ همه گاه کنسرتهای آنها با صندلی پر و سالنهای مملو از جمعيت روبرو می شود و بليتهای آنان هم بازار سياه پيدا می کند. او می تواند مقابل بازار خواننده سالاری بايستد، زيرا گروهی که سرپرستی می کند، به جای آنکه به تک ستاره متکی باشد، ستاره ای در قامت جمع شده است که همه با هم و کنار هم می درخشند. تا چند سال ديگر خانواده کامکارها با پيوستن نسل سومشان می توانند جمعيتی را شکل دهند که به اندازه يک ارکستر بزرگ مجلسی نوازنده و خواننده و آهنگساز داشته باشد . پس کامکار می تواند به اعتبار اين شعر که «چون جمع شد معانی، گوی ببان توان زد» جبهه ای پر اعتبار و با پشتوانه را مقابل خوانندگان بگشايد ، جبهه ای که پيش از وی هنرمندان طراز نخستی چون حسين عليزاده، پرويز مشکاتيان، محمد رضا لطفی و ديگران گشودند اما درنيمه های راه فرسوده و خسته شدند و نتوانستند اين مسير پر پيچ و خم و سنگلاخ را استمرار بخشند .

یــــــا حـــــــــق

(منبع : ایران ایران)

 

نوشته شده در 86/02/08ساعت 22:41 توسط دل آوا| |

گروه کامکارها

سلام

شايد جالب باشد بدانيد گروه موسيقی کامکارها که در 1344 در سنندج تشکيل شد، نخستين تمرين‌های خود را شب‌ها، کنار حوض کوچک خانه‌شان انجام می‌داد: پدر (حسن کامکار) و فرزندانش، هوشنگ، بيژن، پشنگ، قشنگ و ارژنگ.

اين گروه موسيقی حالا ديگر نسل‌های بعدی اين خانواده را هم به خود راه داده است. جوان‌ترهايی مثل ارسلان کامکار، اردشير کامکار، اردوان کامکار (که خيلی خوب سنتور می‌نوازد) و صبا کامکار. حتی همسر ارسلان کامکار هم به جمع اضافه شده است: مريم ابراهيم‌پور.

اجرای اخير گروه کامکارها همخوانی اين زن و شوهر هنرمند را در خود داشت. دو آهنگی که با خوانندگی ارسلان کامکار در اين برنامه اجرا شد، شايد بهترين آهنگ‌های کامکارها به حساب نيايد اما می‌توان گفت بسيار متفاوت با آثار قبلی گروه بود.


دستمال‌هايی که در هوای پاييزی محوطه‌ی باز کاخ نياوران در دستان کردان حاضر در کنسرت تکان می‌خورد، هيجان عجيبی به جمع داده بود گرچه دستمال‌ها، دستمال کاغذی بودند و نه دستمال کردی!
طبق اخبار بدست آمده برگزاری کنسرت کامکارها، برخلاف ديگر کنسرت‌ها منظم و بدون مشکل بود و همه‌ی اين‌ها مديون زحمت‌های 
مرکز موسيقی بتهوون بود.
اين مرکز بروشور نسبتا کاملی، هرچند با غلط‌های محدود املايی، هم از فعاليت‌های گروه کامکارها در اختيار حاضران گذاشته بود. يکی از ترانه ها جديد بود ، با صداهای درهم همه‌ی اعضای گروه شروع و با همان شکل تمام می‌شد. آواهايی که انگار معنی ندارند اما درکنار هم صوتی زيبا ايجاد می‌کردند.

ترجمه‌ی فارسی يکی از ترانه‌های زيبای گروه را می‌نويسم، شايد شما هم در لذتش کمی با من شريک شويد.

سودای دوريه که ت (‌سودای دوری‌ات‌)

سودای دوری‌ات با من چنان کرد که از جان خويش بيزارم
و به مرگ خرسند.
روزان و شبان ناشادم،
زيرا شب يادآور گيسوان تو
و روز يادآور روی توست.

یا حق

نوشته شده در 86/02/01ساعت 21:12 توسط دل آوا| |