.::. موسیقی ایرانی.::.
دانلود آهنگ؛استاد شجريان؛عكس؛اخبار كنسرت ها
بهتازگی «رادیوی عمومی ملی»
مشهور به NPR (به انگلیسی: National Public Radio) که برای شنوندگان داخل
آمریکا پخش میگردد، نظرسنجیای را بر روی سایت اینترنتی خود قرار داده و
از کاربران خواسته پنج خوانندهی برتر تاریخ موسیقی جهان را از دید خود
برگزینند. طبق گفتهی NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویهی سال ۲۰۱۰
(دیماه ۸۸) اعلام میشود. در اوایل ماه اکتبر، NPR از کاربران خود خواسته
بود تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل فهرست اولیهی بهترین
خوانندگان دنیا به این سایت بفرستند که بیش از ۳۰۰۰ کامنت، ۳۵۰۰ ایمیل،
۱۲۰۰ پست فیسبوک و صدها تگ توییتر در همین ارتباط فرستاده شد و فهرست
نهایی از میان نظرات مردم شکل گرفت. اما آنچه بر جذابیت این نظرسنجی نزد ما ایرانیان میافزاید، حضور محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در میان نامزدهای این نظرسنجیست.
تا زمان نگارش این مطلب، نام ۱۲۶ خواننده در صفحهی رأیگیری سایت NPR
دیده میشد که علاوه بر محمدرضا شجریان، نامهای آشنایی چون باب دیلن،
لئونارد کوهن، الویس پرسلی، فرانک سیناترا، ادی پیاف، عالیم قاسماف، نصرت
فاتحعلیخان و بسیاری دیگر نیز به چشم میخورد. نکتهی جالب آنکه برای
معرفی محمدرضا شجریان در صفحهی اصلی نظرسنجی به عبارت Mohammad Reza
اکتفا شده؛ اما پس از کلیک بر روی عکس استاد، نام کامل نمایش داده میشود.
همچنین قطعهای کوتاه از آواز استاد بهعنوان نمونه قرار داده شده
است. کاربران به هنگام شرکت در این نظرسنجی میتوانند لیست ۱۲۶نفره را بر
اساس حروف الفبا، یا سال تولد و یا بهصورت تصادفی مرتب کرده و سپس پنج
خوانندهی محبوب خود را با کلیک بر روی عبارت My Top 5 انتخاب کنند. اگر شما هم یکی از علاقهمندان صدای بیهمتای استاد محمدرضا شجریان هستید، به این صفحه
بروید و در نظرسنجی شرکت نمایید. همچنین این موضوع را با دوستانتان در
میان بگذارید و از آنها بخواهید که در این نظرسنجی شرکت کنند. چنانچه از
اینترنت Dial up استفاده میکنید، به هنگام بارگذاری صفحهی نظرسنجی صبور
باشید. در ضمن بین خودمان بماند؛ امکان شرکت چندباره در نظرسنجی هم وجود
دارد که این میتواند ضعف جدی این سیستم نظرسنجی باشد. فاجعه بس غم انگیز و دل خراش بود، زخمی جانکاه بر پیکر و جان و روان نشست. قربانیان بسیاری بر جای گذاشت. همه ایرانیان اندوه فاجعه را از سویدای دل گریستند. آوار خشک خاک بر جان همگان نشست. این نخستین بار نیست که هم میهنان خود را در حادثهای چنین خانمان سوز از دست می دهیم و چه تلخ می اندیشیم که آخرین بار هم نخواهد بود. فروغ مهر و نیک سرشتی مردم تلخی این حادثه را تاب تحمل داد. مجالی بود تا در روزگار نفرت و شرارت و بی اعتنایی، مهر ورزیدن و دوستی را بار دیگر از سر بگیریم. دانستیم که هنوز توان دوست داشتن در ما نمرده است. این حادثه دیگر بار ما را به خود آورد که زندگی جز به دوستی و مهر فرجامی خوش نخواهد داشت. آنها که فرصت یگانه زندگی را باختند، قربانی غفلت همه ما شدند. هم از این روست که باید یادشان را زنده بداریم تا دیگر بار جامعه ما شاهد قربانیانی چنین بی شمار و گسترده نباشد. اکنون باید توان زاری خود را به نیروی زندگی بدل کنیم و امید را برای آنها که مانده اند به ارمغان آوریم. کودکانی که وجودشان سرچشمه شادی و سبکباری زندگیست فردایی روشن را چشم در چشم ما دوخته اند. ایران آینده را کودکان امروز می سازند. دوستشان بداریم. قلب همه ما ایرانیان تا دورترین نقطه جهان به یکدیگر پیوست و سرود عشق و انسان دوستی در جان ما طنین انداخت. هر کس با هر توانی که داشت به میدان آمد. ما نیز به عنوان قطره ای از این اقیانوس بی کران و فرزند این سرزمین، تلاشی را آغاز کرده ایم که با همت شما مردمان نیک سرشت به بار خواهد نشست. زندگی به کامتان باد. خاک پای شما شجریان دانلود فایل صدای استاد شجریان از اینجا با تشکر از دوست عزیز ، آقای بختیاری برای فراهم کردن این پست. محمد رضا شجریان، استاد آواز ایران در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود." استاد شجریان همچنین گفتند هربار که صدای خود را از این رسانه می شنود احساس شرم می کند و بدنش می لرزد. ایشان همچنین در نامه ای به رادیو و تلویزیون ایران نسبت به پخش آثارشان از این رسانه اعتراض کرده اند . استاد شجریان در این نامه که خطاب به عزت الله ضرغامی رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته شده، از رادیو و تلویزیون که به گفته او مستمرا سرودهای میهنی او را پخش می کنند، خواسته از این کار خودداری کنند. ایشان در این نامه نوشته اند، سرودهایی که خوانده به ویژه سرود "ای ایران ای سرای امید" متعلق به سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و "هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد". استاد شجریان اعلام کرده اند سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند و باردیگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواست با پخش آثار او" به حق و حقوقش تجاوز نکنند" چون نمی خواهد صدایش را "در صورت او ومردم امثال او بزنند". پیش از این استاد شجریان در سال ۷۴ هم همین در خواست را کرده بودند و صدا و سیما را ، که در آن وقت به وسیله آقای لاریجانی اداره می شد ، از پخش آثارشان منع کردند . در اینجا می توانید گفتگوی استاد شجریان با بی بی سی فارسی را ببینید و بشنوید : منبع : دل آواز متن زیرنوشته ی آقای داوودی است که لطف کردند و برای بنده ارسال کردند.امیدوارم شما هم مثل من از خواندن این مطلب لذت ببرید. نغمه آسمانی پرده اول: صدای مهیبی تمام عالم را پر می کند. ناگهان عالمیان بر زمین می افتند، کسی را یارای نفس کشیدن نیست. همه مرده اند ، مگر آنکه خدا بخواهد. آری آن صدا از صور اسرافیل بود . شیپور بار دیگر نواخته می شود آنها که مرده اند ،بر میخیزند ، برخی از روی خاک و بسیاری از زیر خاک. همه از هم فرار می کنند ، آری قیامت فرا رسیده است... پرده دوم: عالمیان،از نخستین تا خاتمین، در محضر خداوند،جل و علی، حاضرند ، برای رسیدگی به اعمال. پس از آن ، برخی خوشحالند، نامه عمل به دست راست و بهشتی، برخی دیگر ناراحت و برافروخته ،نامه عمل به دست چپ و دوزخی. بهشتیان خوشحال و سرمست به سمت بهشت، دوزخیان برافروخته و با اکراه به سمت جهنم ، هر دو روانه، تا هر یک سزای عمل خویش ببیند... پرده سوم: اینجا بهشت است. بهشتیان بر تختها تکیه زده ،زیر پا نهرهای جاری، روی سر درختان پر میوه ، خوان نعمت الهی گسترده، هر چه بخواهند در آنجا آماده ، از شراب طهورایی خورده ، مست و از خود بیخود در جمال یار ،در محضرش نشسته. می گویند و می شنوند اما نه بیهوده. نا گاه به امر الهی فردی آواز سر می دهد ، شور حالی در می گیرد ، مستان مست تر می شوند، حوریان و فرشتگان به رقص در می آیند، برخی را چنان تأثیر می گذارد که نقش بر زمین ، بی هوش می گردند. صدا ، برای برخی آشنا و برای بسیاری بیگانه است. آنها که نمی دانند می پرسند: این « نغمه آسمانی » از آنِ کیست ؟ آنها که می دانند بی خبران را آگاه می سازند. ساعتی در این وصف می گذرد و صدا خاموش می گردد. حال همه منتظرند تا جمال خواننده ، آن یوسف بهشتی ، را نظاره کنند . انتظار بسر می رسد . و صاحب صدا از دور نمایان می شود : استاد محمدرضا شجریان. ناگاه همه بی اختیار به سوی او روانه می شوند، اندک اندک جمع مستان می رسد و گرداگرد او حلقه می زنند و شادباش می گویند. آن روز اما عده ای نارحتند و پشیمان ، از اینکه چرا روزی که غم و ناراحتی دنیا را فرا گرفته بود ، عالمیان انسانهایی به ظاهر زنده ولی دل مرده بودند ، این نغمه آسمانی این موهبت بهشتی بر روی زمین را از بندگان خدا دریغ کردند، چرا تمام تلاش خود را انجام دادند تا این دم مسیحایی ، روحی تازه در کالبد انسان ندمد. چرا آنها که می توانستند زمینه را فراهم کنند ، نکردند. چرا آنها که... . آن روز آنها بسیار افسرده اند و خود را سرزنش می کنند ، البته اگر آن روز آنها لایق شنیدن این نغمه باشند و در بهشت جایی برای آنها وجود داشته باشد و عقوبت این خیانت بزرگ در حق انسان برای آنها دوزخ نباشد ، هرچند آتش این پشیمانی کمتر از آتش دوزخ نیست. به راستی چرا؟ چرا سیاست مداران و روحانیون ما که دمادم دم از تهاجم فرهنگی می زنند سعی در زنده کردن سنتهای ما که یکی از بهترین نمودهای آن موسیقی سنتی است نمی کنند. مگر نه این است که مولانا و حافظ با همین ساز و آواز به درجه بالای عرفان و شناخت حق رسیدند. مگر نه این است که پیامبر خدا، حضرت داوود (ع) ، خود نوازنده و خواننده بود. پس دلیل این همه مخالفت و مانع تراشی چیست؟ یک حقیقت مسلم است : نمی توان موسیقی را از زندگی عامه مردم زدود و حذف کرد . پس چه بهتر که با ترویج موسیقی سنتی مانع گرایش جوانان و نوجوانان خود به سمت موسیقی مبتذل غرب و غربزدگی شویم. با این حرکت نه تنها با تهاجم فرهنگی مبارزه می کنیم که معنویت را نیز در در جامعه گسترش میدهیم زیرا کمتر کسی وجود دارد که به این موسیقی علاقه مند باشد و در عین حال رذایل اخلاقیش به فضائل آن بچربد. به امید روزی که با کنار گذاشتن سطحی نگری و خصومتهای شخصی و تفکر عمیق در این مسأله، شاهد اعتلای این موهبت خدادادی در جامعه خود باشیم. و از خداوند بزرگ مسألت داریم تا آن روز صبری جمیل و عمری طولانی به ما و شخص شخیص استاد ، آن شجر موسیقی سنتی ایران زمین، عنایت فرماید، ان شاءا... مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که انفاس خوشش بوی کسی می آید... استاد عزيز، تولدت مبارك امروز اول مهر ماه سال٨۶ مصادف است با شصت و هفتمين سالگرد تولد بزرگ مرد موسیقی ملی ایران استاد محمدرضا شجریان . سالروز ميلاد اسطوره آواز ايران، تك ستاره شب تار موسيقي ايران، استاد محمدرضا شجريان را به ايشان و خانواده محترمشان و شيفتگان ايشان و اهالي موسيقي سنتي تبريك عرض كرده و آرزوي سلامتي ،تندرستي ، عمري طولاني و پر بار براي ايشان دارم. اميدوارم سال هاي سال سايه ي ايشان بر سر موسيقي ايران و مردم خون گرم ايران باشد..... « صبر ایوب بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید » عكس: وبلاگ تمنـــــــــا



تولدم روز اول مهرماه سال يكهزار و سيصد و نوزده خورشيدي در مشهد است؛ در خانواده اي كه پدربزرگم (علي اكبر) صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي، آواز مي خوانده است.او از مالكان بزرگ مشهد بوده و از خواندن در جمع پرهيز داشته؛ گاه براي دوستان سرشناسي كه به ديدارش مي آمده اند، مي خوانده است. پدرم (مهدي) از صدايي پرطنين و رسا برخوردار بود و در جواني، آوازخواندن را شروع مي كند ولي خيلي زود در محيط بسته و سنتي، به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقيده باقي ماند و آواز را رها كرد و در قرائت قرآن، جايگاه خاصي در مشهد پيدا كرد و شاگردان زيادي براي تلاوت قرآن تربيت كرد كه از جمله خود اينجانب است.
تمام وقت من از شش سالگي به خواندن قرآن با صداي خوش مي گذشت. در دوازده سالگي، شهره خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبي يا سياسي آن موقع، تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبيرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسراي مقدماتي رفتم و راه معلمي پيش گرفتم و از بيست سالگي به معلمي در دهات خراسان پرداختم. يك سال بعد ازدواج كردم؛ با دختري كه او هم معلم دبستان بود. همسرم خيلي با من همراه بود و با كمك او بر مشكلات مالي يك زندگي بسيار محقر پيروز شديم.
از نوجواني براي فراگيري گوشه هاي آوازي به هر دري مي زدم و از هر كسي كه شمه اي اطلاع داشت سؤال مي كردم. به ندرت دسترسي به راديو پيدا مي كردم تا موسيقي دلخواهم را بشنوم؛ آن هم، زمانش كوتاه بود و حاصلي نداشت، تا اينكه در محيط شبانه روزي دانشسرا ميسر شد برنامه گلها و برنامه ساز تنها را بشنوم و تمريناتم را شروع كنم. كمي بعد، دبير موسيقي مان- آقاي جوان- نيز راهنمايي و كمك كردند. بيشترين تمرينات سازنده در دوران معلمي در خارج شهر بود كه فراغتي داشتم و اغلب به كوه و صحرا مي ز دم و تكنيك و متد را با سليقه خودم تجربه و تمرين مي كردم و صداهاي گوناگون و تحريرها و چهچه ها را دستور كار خود قرار داده بودم. دوست همكلاسي ام (ابوالحسن كريمي) از ابتداي كار معلمي، سنتوري با خود آورده بود كه بنوازد. ترغيب شدم كه مضراب دستم بگيرم و ببينم مي شود زد يا نه. بعد ديدم عجب كار مشكلي است؛ تا صبح دم نشستم و آنقدر تمرين كردم تا توانستم آهنگي را دست و پا شكسته اجرا كنم و از آن به بعد، سنتور شد يار غار من.
چندي بعد صداي سنتور جلال اخباري را از راديو مشهد شنيدم و خوشم آمد. پيدايش كردم و با هم دوست شديم. ساز مي زد و من هم مي خواندم و تمرينات آواز با ساز و فراگيري نت و نواختن صحيح سنتور را با ايشان شروع كردم.
از همان ابتداي كار كه صداي سنتور مشقي ام بسيار بد بود، به فكر افتادم كه سنتوري بسازم. كمي نجاري مي دانستم. با زير و رو كردن تمامي كاروانسراها و چوب فروشي ها و با دادن يك انعام 5 توماني، الواري پهن از چوب توت بيست ساله را پيدا كردم. آن را مطابق اندازه ها بريدم. در آن زمان، كسي در مشهد گوشي سنتور نمي فروخت؛ مجبور شدم صد عدد ميخ نمره شش بخرم و آنها را با سوهان دستي، كوچك كنم. اين سنتور كه دوازده خركه بود، ساخته شد و من با يك دلبستگي عجيب به اين ساز، تمرينات سنتورم را بيشتر كردم. با اينكه براي اولين بار بود چنين كاري كرده بودم و در مورد پل گذاري سنتور تجربه و اطلاعي نداشتم ولي سنتور، صداي دلنشيني داشت. غير از آن سنتور، سنتورهاي ديگري ساخته يا در حال ساخت داشتم كه كار پل گذاري را براي موزون تركردن صداها، تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتايج قابل توجهي هم رسيده ام. در نظر دارم در آينده كتاب يا جزوه اي درباره تجارب كار پل گذاري هاي گوناگون كه روي سنتورها كرده ام همراه با نتايج آنها منتشر كنم تا در اين زمينه، كار مفيدي انجام داده باشم.
در سال هاي بعد از چهل، با هنرمندان راديو خراسان آشنا شده بودم ولي حاضر به ضبط برنامه موسيقي نبودم. در راديو خراسان گاه اشعار عرفاني و مذهبي و گاهي تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشيدي به اصرار دوستم ابوالحسن كريمي براي شركت در امتحان شوراي موسيقي، به اتفاق او به تهران رفتم. راهي براي نام نويسي و شركت در امتحان پيدا كرديم. در اتاق شورا ميز كنفرانس بزرگي بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضاء شورا نشسته بودند. آقاي مشير همايون شهردار- رئيس شورا و آقايان حسنعلي ملاح، علي تجويدي و مختاري و ديگران بودند. گفتند: بيات ترك بخوان ! . من هم از مايه بلند، دو سه بيتي خواندم و در مايه بم فرود آمدم. ضربي با يك شعر هم به درخواست آقاي ملاح خواندم. بعد آقاي تجويدي پرسيدند: تصنيف هم مي خواني؟ . چون تصنيف خواندن را دوست نداشتم و دون شأن آوازخوان مي دانستم، بسيار جدي گفتم: ابدا .
جوابي كه بعد از يك ماه از نتيجه امتحان به ما دادند اين بود كه فعلا راديو بودجه ندارد كه خواننده استخدام كند و فعلا راديو نياز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسيله آقاي دكتر شريف نژاد (كه معاون راديو خراسان بود و بسيار به من لطف داشت) قرار گذاشتيم در تابستان كه ايشان در تهران هستند من هم به تهران بروم. با ايشان شبي به منزل آقاي حسين محبي (كه اپراتور باسابقه راديو و برنامه گلها بود) رفتيم و او كه دوستي نزديكي با دكتر داشت فرداي آن روز، مرا همراه با يك نوار كه در سه گاه خوانده بودم به آقاي داوود پيرنيا (مسئول و تهيه كننده آن زمان برنامه گلها) معرفي كرد كه همان معرفي، راهگشاي من به راديو ايران و برنامه گلها كه منظور اصلي ام بود، شد. با سپاس از دلسوزي هاي ابوالحسن كريمي و محبت هاي دكتر شريف نژاد و يادي خوش از زنده ياد حسين محبي.
آثار شجريان در دوران فعاليت موسيقايي 
گلبانگ (آلبوم دونواره)، سال اجرا 1356، سال انتشار نوار 1357، سال انتشار سي دي 1384
پيغام اهل راز( شامل دو نوار راز دل و انتظار دل)، سال اجرا 1358، سال انتشار 1359
چهارگاه با فرهنگ شريف، سال انتشار 1362
بيداد، سال اجرا 1361، سال انتشار 1364
سر عشق( ماهور)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
آستان جانان، سال اجرا 1362، سال انتشار 1365
نوا (مركب خواني)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
كنسرت شور (تالار وحدت)، سال اجرا 1367
دستان، سال اجرا 1366، سال انتشار 1367
دود عود، سال اجرا 1366، سال انتشار 368
سرو چمان، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
پيام نسيم، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
دل مجنون، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار۱۳۷۰
خلوت گزيده، سال اجرا 1358، سال انتشار 1370
دلشدگان، سال اجرا 1370، سال انتشار 1371
آسمان عشق، سال اجرا 1358، سال انتشار۱۳۷۱
ياد ايام، سال اجرا 1371، سال انتشار۱۳۷۴
چشمه نوش، سال اجرا در فرانسه 1374، سال انتشار۱۳۷۴
جان عشاق، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
گنبد مينا، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
همايون مثنوي، سال اجرا 1362، سال انتشار۱۳۷۴
ساز قصه گو، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۵
در خيال، سال اجرا 1374، سال انتشار۱۳۷۵
عشق داند ( ابوعطا)، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۶
رسواي دل، سال اجرا در دبي 1375، سال انتشار۱۳۷۶
شب وصل، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۶
معماي هستي، سال اجرا در كلن 1376، سال انتشار۱۳۷۶
راست پنجگاه، سال اجرا 1355، سال انتشار۱۳۷۷
چهره به چهره، سال اجرا 1356، سال انتشار۱۳۷۷
شب، سكوت، كوير، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۷
سرو چمان، سال اجرا در كارلسروهه 1368، سال انتشار۱۳۷۷
پيام نسيم، سال اجرا در لوزان 1368، سال انتشار۱۳۷۷
آرام جان، سال اجرا 1377، سال انتشار۱۳۷۸
تلاوت 1 و 2، سال اجرا 1361، 1358 و 1357، سال انتشار۱۳۷۸
آهنگ وفا، سال اجرا 1378
زمستان است، سال انتشار 1379
بي تو به سر نمي شود، سال انتشار 1381
فرياد، سال انتشار 1382
دي وي دي كنسرت همنوا با بم، سال انتشار 1383
جام تهي، سال انتشار 1384
شجريان و سطح فرهنگ
كساني كه به استاد شجريان گوش مي دهند از بالاترين سطح فرهنگي برخوردار هستند. در يك ميزگرد پژوهشي موسيقي عنوان شد: استاد محمدرضا شجريان، عليرضا افتخاري و محمد اصفهاني به عنوان پرمخاطب ترين خوانندگان موسيقي در ايران شناخته شده اند.
محمد فاضلي- مجري طرح فعاليت موسيقايي در شهر تهران- گفت: بعد از اين خوانندگان، خوانندگان لس آنجلسي در رده هاي بعدي خوانندگان پرمخاطب در ايران قرار دارند كه متاسفانه نوعي از آشنايي با موسيقي را در ميان مردم ايجاد مي كنند.
وي ادامه داد: بر اساس يافته هاي ما، نود درصد مردم، استاد محمدرضا شجريان را به خوبي با عنوان يك خواننده موسيقي سنتي مي شناسند. اين پژوهشگر در عين حال متذكر شد: در افراد زير سي سال، دوستان و كانال هاي غيررسمي، مهمترين مرجع جوانان براي شنيدن موسيقي هستند و در افرادي بالاي ۳۰سال اين راديو و تلويزيون هستند كه بيشترين مراجعه كننده را دارند


